
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۳۷ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۳۷ - بیا که قصر امل سخت سستبنیادست
۱. بیا که قصرِ اَمَل سخت سستبنیادست - بیار باده که بنیادِ عمر بر بادست
معنی: بیا و باده بیاور که پایهی کاخ آرزوها لرزان و بنیاد عمر انسان وابسته به نفسی و در دست باد است.
۲. غلامِ همّتِ آنم که زیرِ چرخِ کبود - ز هر چه رنگِ تعلّق پذیرد آزادست
معنی: بندهی ارادهی آن بلند همتم که در زیر این آسمان کبود، از همهی دل بستگیها و علاقهها خود را رها ساخته است.
۳. چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب - سروشِ عالَمِ غیبم چه مژدهها دادست
معنی: با تو چگونه شرح دهم که شب پیشین در عالم مستی و خرابی فرشتهی عالم ناپیدا چه مژدهها که به من داد...
۴. که ای بلندنظر شاهبازِ سِدرهنشین - نشیمن تو نه این کُنجِ محنتآبادست
معنی: (و گفت) که ای شاهین تیزپرواز دورنگر درخت سدرهالمنتهی، گوشهی این زندان دنیا جایگاه تو نیست...
۵. تو را ز کنگرهی عرش میزنند صفیر - ندانمت که در این دامگه چه افتادست
معنی: (و) تو را از کنگرهی عرش با صدای بلند فرا میخوانند. تو را چه شده که در دام و بند این دنیا پایبند شدهای.
۶. نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر - که این حدیث، ز پیرِ طریقتم یادست
معنی: به تو اندرز میدهم. به گوشگیر و به کاربند که این سخن از مرشد و راهنمایم در خاطر مانده است:
۷. غمِ جهان مخور و پندِ من مَبَر از یاد - که این لطیفهی عشقم ز رهروی یادست
معنی: غم این جهان را نخور و نصیحت مرا فراموش نکن که این سخن شیرین و دلپذیر عاشقانه را از راهپیمای راه عشق در یاد دارم.
۸. رضا به داده بده وز جبین گره بگشای - که بر من و تو دَرِ اختیار نگشادست
معنی: (و) از این دنیای سست بنیاد، درستی ضابطه و پیمان توقع مدار که او به مانند زن مکاره فرتوتی هر روز در کار گرفتن همسر تازهیی است.
۹. مجو درستیِ عهد از جهانِ سستنهاد - که این عجوز، عروسِ هزاردامادست
معنی: ...به آنچه در دسترس و امکان داری خرسند و با خوشرویی آن را پذیرا باش که من و تو را در تغییر سرنوشت خود اختیاری نیست...
۱۰. نشان عهد و وفا نیست در تبسّمِ گل - بنال بلبل بیدل که جای فریادست
معنی: در خندهی گل، نشانی از پای برجای و ماندگاری به چشم نمیخورد. ای بلبل دل از دست داده! بنال که جای آن را دارد.
۱۱. حسد چه میبری ای سستنظم بر حافظ؟ - قبولِ خاطر و لطفِ سخن خدادادست
معنی: ای بیمایه هرزه درا، بیسبب به حافظ حسادت مورز که سخنپردازی با حسن کلام و گرمی گفتار، موهبتی الهی است.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۳۷ دیوان حافظ:
به آرزوهای دستیافتنی فکر کن. فکر آینده باش. همت کن بنیاد زندگیت را بر مبنای رنگ و ریا مگذار که همه چیز از بین رفتنی است. صید خوبی نصیبت میشود که تو را از رنج نجات میدهد. مراقب دامهایی که برایت پهن کردهاند باش.
معنی برخی واژگان غزل:
قصر امل: کاخ آرزو.
سخت سست: بسیار سست
همت: ارده، آرزو، خواهش، عزم.
تعلق: دلبستگی، وابستگی، دل مشغولی.
مست و خراب: مست و لایعقل، مست و بیهوش.
سروش: فرشته.
عالم غیبت: عالم ناپیدا، عالم نهانی، عالم آینده.
سدره: درخت سدر.
سدرهنشین: اشاره است به درخت سدره المنتهی که مسلمین معتقدند در آسمان هفتم وجود دارد.
محنت آباد: اشاره به این دنیای فانی است.
کنگره: دندانهی بالای حصار کاخ و قلعه.
عرش: بارگاهی در آسمان هفتم.
صفیر: صدا کردن، بانگ برداشتن، سوت کشیدن، صدای مرغان.
حدیث: مقابل قدیم، چیز نو، جدید، تازه، سخن نو.
پیر طریقت: پیر مرشد و راهنما.
سست نهاد: با پایه سست، بنیان ضعیف.
عجوزه: پیرزن فرتوت.
عروس هزار داماد: زنی که به کرات همسر اختیار کرده باشد، کنایه از بیوفایی.
عهد و وفا: پیمان و پایبند بودن به آن.
بیدل: دل از دست داده، عاشق و شیفته.
قبول خاطر: مورد قبول، دلپسند.
لطف سخن: حسن کلام، زیبایی کلام.
برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین





