غزل شماره‌ی ۵۶ دیوان حافظ: دل سراپرده‌ی محبت اوست

غزل شماره‌ی ۵۶ دیوان حافظ: دل سراپرده‌ی محبت اوست

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۵۶ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۵۶ - دل سراپرده‌ی محبت اوست

 

۱. دل سراپرده‌ی محبتِ اوست - دیده آیینه‌دارِ طلعت اوست
معنی: دل، جایگاه شکوهمند عشق و دوستی و دیده آیینه‌دار و ببینده‌ی چهره اوست.

 

۲. من که سر در نیاورم به دو کون - گردنم زیرِ بارِ منتِ اوست
معنی: من که در برابر دو دنیا سر فرود نمی‌آوردم، بار منت او را برگردن خود دارم.

 

۳. تو و طوبی و ما و قامتِ یار - فکرِ هر کس به قدرِ همتِ اوست
معنی: طوبی برای تو و قامت یار برای ما (که) اندیشه‌ی هر کس به‌قدر و اندازه‌ی اراده و آرزوی اوست.

 

۴. گر من آلوده‌دامنم چه عجب - همه عالم گواهِ عصمتِ اوست
معنی: چه باک از گناهکاری من که عالم به پاکی و بی‌گناهی او گواهی دارند.

 

۵. من که باشم در آن حرم که صبا - پرده‌دارِ حریمِ حُرمتِ اوست
معنی: در حرم جانان من که هستم در جایی که صبا می‌تواند به همه جا داخل شود و واقفِ اسرار همه باشد.

 

۶. بی خیالش مباد منظرِ چشم - زآن که این گوشه جایِ خلوتِ اوست
معنی: منظر چشم من هرگز بی‌خیال جانان نباشد. زیرا این گوشه‌ی دیده‌ام، خلوت مخصوص اوست و برای غیر در این‌جا جایی نیست.

 

۷. هر گلِ نو که شد چمن‌آرای - زَ اثر رنگ و بویِ صحبتِ اوست
معنی: هر گل تازه که چمن آرا شد در اثر رنگ و بوی مقارنت آن جانان است. 

 

۸. دورِ مجنون گذشت و نوبتِ ماست - هر کسی پنج روز، نوبتِ اوست
معنی: دوره زمانه‌ی مجنون سپری شده اینک نوبت ماست (چه) هر کسی را نوبتی کوتاه و زمانی محدود است.

 

۹. مُلکَتِ عاشقیّ و گنجِ طرب - هر چه دارم ز یُمنِ همتِ اوست
معنی: هر چه از پادشاهی عشق و اندوخته سرور شادی دارم از برکت دولت و توجه اوست.

 

۱۰. من و دل گر فدا شدیم چه باک؟ - غرض اندر میان سلامتِ اوست
معنی: اگر من و دل هر دو از دست و از میان رفتیم باکی نیست. مقصود هر دو، سلامتی وجود اوست.

 

۱۱. فقرِ ظاهر مبین که حافظ را - سینه گنجینه‌ی محبتِ اوست
معنی: به بینوایی ظاهر حافظ منگر که سینه‌ی او نگاهدار گنج مهر و محبت اوست.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۵۶ دیوان حافظ:
هر چقدر کوشش کنی همان‌قدر نتیجه می‌گیری. به امید این نباش که از غیب برایت کاری انجام شود. همه چیز برای موفقیت مهیاست. کمی همت لازم است. کوچک‌ترین خلافی باعث می‌شود هر چه را به‌دست آورده‌ای از دست بدهی. پایت را از گلیم خویش درازتر نکن. خداوند گواه بر اعمال توست. تلاشت را بیشتر کن، عمر زودگذر است.

 

معنی برخی واژگان غزل:
سراپرده: خیمه و خرگاه، چادرشاهانه، چادر و خیمه‌ی با شکوه.
آیینه‌دار: آینه نگهدار، کسی که آیینه در برابر عروس نگه می‌دارد.
طلعت: چهره و در اصل لغت به معنای دیدن است.
دو کون: دو عالم.
سردرنیاورم: سر خم نمی‌کنم، قبول ندارم، اطاعت نمی‌کنم.
طوبی: نام درختی در بهشت با میوه‌های متنوع که حاصل آن انواع میوه‌ها و لباس و زینت‌آلات بوده و به هر غرفه‌ای از بهشت یک شاخه‌ی آن می‌رسد، خوشی و خرمی، کنایه از رسایی قامت و اندام.
همت: اراده، آرزو، خواهش، عزم و در اصطلاح عرفا توجه کامل قلب به حق تعالی به‌منظور تحصیل کمال.
حرم: اندرون خانه، داخل خانه، فضای امکنه مقدس.
صبا: نسیمی که از جانب شمال به هنگام صبح و غروب می‌وزد.
پرده‌دار: حاجب، نگهبان.
حریم: گرداگرد خانه و اطراف حرم.
مجنون: اسم خاص، نام و شهرت قیس بن عامری که از کودکی عاشق دختر عموی خود لیلی بود و از عشق او سر به بیابان گذاشت و به مجنون عامری مشهور شد و لغت به‌معنای دیوانه است.
ملکت: پادشاهی، کشور، منسوب به ملک.
پنج روز: کنایه از فرصتی کوتاه و مدت زمانی اندک.
گنجینه: جایگاه نگهداری گنج و اندوخته.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری