
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۶۵ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۶۵ - خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست
۱. خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست؟ - ساقی کجاست؟ گو سببِ انتظار چیست؟
معنی: چه چیزی خوشتر از خوشگذرانی و معاشرت و مصاحبت در باغ، به هنگام بهار است. ساقی کجا رفته؟ سبب تاخیر او را شرح دهید.
۲. هر وقتِ خوش که دست دهد، مغتنم شمار - کس را وقوف نیست که انجامِ کار چیست
معنی: هر فرصت و پای مناسب که دست داد گرامی شمرده از آن بهره برگیر زیرا هیچ کس نمیداند که پایان کار از چه قرار است.
۳. پیوندِ عمر بسته به موییست، هوش دار - غمخوارِ خویش باش، غمِ روزگار چیست؟
معنی: آگاه باش که رشتهی حیات تو به مویی بسته است. به فکر خود و غمخوار خویش باش، غم زمانه خوردن چه کاری است و چه فایده دارد؟
۴. معنیِ آبِ زندگی و روضهی ارم - جز طَرفِ جویبار و میِ خوشگوار چیست؟
معنی: اگر معنا و مفهوم آب حیات جاویدان و باغ بهشتی زمینی، در کنار جویبار و سبزهزار و نوشیدن می خوشگوار نیست پس در چیست؟
۵. مستور و مست هر دو چو از یک قبیلهاند - ما دل به عشوهی که دهیم؟ اختیار چیست؟
معنی: هر دو دستهی پرهیزگاران و ناصالحان اولاد آدم و از یک دودمانند. ما را که از خود اختیاری نیست نمیدانیم به کدام دسته گرویده و گرایش پیدا کنیم.
۶. راز درونِ پرده چه داند فلک؟ خموش - ای مدعی! نزاعِ تو با پردهدار چیست؟
معنی: این داعیهدار بیمایه که با چرخ و فلک بر سر اسرار نهانی، در نزاع و کنکاش هستی، آرام بگیر. این جدال تو در واقع با آفریننده فلک است و این چه معنا دارد؟
۷. سهو و خطایِ بنده گَرَش اعتبار نیست - معنیِ عفو و رحمتِ آمُرزگار چیست؟
معنی: اگر اشتباه و جرم من دارای ارزش و اعتبار و قابل محاسبه و بازخواست است پس معنای بخشندگی و مهربانی خدای آمرزنده چیست؟
۸. زاهد شرابِ کوثر و حافظ پیاله خواست - تا در میانه خواستهی کردگار چیست
معنی: زاهد از خدا شراب کوثر و حافظ جام شراب انگوری طلب کرد باید صبر کرد و دید مشیت الهی در این میانه برکدام قرار میگیرد.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۶۵ دیوان حافظ:
از روزگار انتظار بیاندازه داری و مرتب گله میکنی. زیاد شکایت نکن. حوادثی برایت اتفاق میافتد تا امتحان شوی. غم دنیا را نخور. اینها همه خواست خداوند است. پس از روزهای خوش زندگیات نهایت استفاده را بکن و از آن لذت ببر و قدر نعمتهای خدا را بدان.
معنی برخی واژگان غزل:
عیش: سرور، زندگی، خوشگذرانی.
وقوف: آگاهی.
پیوند: پیوستگی، اتصال.
هوشدار: به هوش باش، حواست را جمع کن.
آبزندگی: آب حیات، چشمهای در شمال زمین بهنام ظلمات که هر کس از آن بنوشد چون خضر عمر جاودانی یابد.
روضه: چمن، باغ.
طرف: کنار.
مستور: پوشیده، کنایه از شخص پرهیزکار، پاکدامن، پارسا.
مست: شراب خورده عقل از دست داده، کنایه از شخص فاسد.
مدعی: صاحب ادعای بیپایه.
پردهدار: حاجب، فلک، دربان، و در اینجا مقصود خالق فلک یعنی خداست.
سهو: غفلت.
خطا: انحراف، جرم.
اعتبار: معتبر، باارزش، ارزش قائل شدن.
آمرزگار: آمرزنده گناهان، کنایه از خداوند.
تا: باید دید تا.
معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین





