غزل شماره‌ی ۶۶ دیوان حافظ: بنال بلبل اگر با منت سر یاری‌ست

غزل شماره‌ی ۶۶ دیوان حافظ: بنال بلبل اگر با منت سر یاری‌ست

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۶۶ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۶۶ - بنال بلبل اگر با منت سر یاری‌ست

 

۱. بنال بلبل اگر با مَنَت سرِ یاری‌ست - که ما دو عاشق زاریم و کارِ ما زاری‌ست
معنی: ای بلبل، اگر با من سر یاری و خیال همراهی داری بنال، چرا که کار ما عاشقان دل از دست داده و ناتوان ناله و زاری است.

 

۲. در آن زمین که نسیمی وزد ز طُرِّه‌ی دوست - چه جایِ دم زدنِ نافه‌های تاتاری‌ست
معنی: آن‌جا که عطر نسیمی که از زلف یار گذشته فرا رسد دیگر جایی برای دم زدن و خودنمایی نافه‌ی تاتاری نیست.

 

۳. بیار باده که رنگین کنیم جامه‌ی زرق - که مستِ جامِ غروریم و نام هشیاری‌ست
معنی: شراب بیاور تا جامه‌ی ریایی خود را با آن شسته و رنگین کنیم زیرا ما که از باده غرور مستیم نام هشیار برخود نهاده دم از هشیاری می‌زنیم.

 

۴. خیالِ زلفِ تو پختن نه کارِ هر خامی‌ست - که زیرِ سلسله رفتن طریقِ عیّاری‌ست
معنی: طمع و آرزوی دسترسی به زلف تو کار هر خام طمع ناپخته‌ای نیست زیرا پای دربند و زنجیر نهادن و خود را در حبس و بند گرفتار کردم کار عیاران و دلداران زیرک است.

 

۵. لطیفه‌ای‌ست نهانی که عشق از او خیزد - که نام آن نه لبِ لعل و خطِ زنگاری‌ست
معنی: آن‌چه آتش عشق از آن روشن و شعله‌ور می‌شود عامل لطیف نغز و ناپیدایی در معشوق است که نامش لب لعل و رنگ و روی چهره و از این قبیل نیست.

 

۶. جمالِ شخص، نه چشم است و زلف و عارض و خال - هزار نکته در این کار و بارِ دلداری‌ست
معنی: زیبایی تنها در چشم و زلف و چهره و خال صورت خلاصه نمی‌شود. هزاران نکته وعامل دیگر دراین کار دخالت دارد.

 

۷. قلندرانِ حقیقت به نیم جو نخرند - قبایِ اطلس آن کس که از هنر عاری‌ست
معنی: رهروان از دنیا بریده راه عرفان، به لباس ابریشمین بی‌هنران اعتنایی نداشته و برای آن پشیزی ارزش قائل نیستند.

 

۸. بر آستان تو مشکل توان رسید آری - عروج بر فلکِ سروری به دشواری‌ست
معنی: به سختی می‌توان به آستانه و درگاه تو راه یافت. بلی، صعود به‌سوی آسمان فضیلت و برتری کاری بس دشوار است.

 

۹. سحر کرشمه‌ی چشمت به خواب می‌دیدم - زهی مراتب خوابی که بِه ز بیداری‌ست
معنی: سحرگاهان حالت اشارات چشم و ابروی تو را در خواب می‌دیدم آفرین بر وقوع چنین خوابی که بر بیداری برتری دارد.

 

۱۰. دلش به ناله میازار و ختم کن حافظ - که رستگاریِ جاوید در کم آزاری‌ست
معنی: حافظ دست از ناله و زاری بردار و دل محبوب را با آن میازار که رستگاری و نجات ابدی در بی‌آزاری است.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۶۶ دیوان حافظ:
خود را با زرق و برق دنیوی مشغول کرده‌ای. اما بدان که همه‌ی این‌ها تمام شدنی است و در اشتباه هستی. این‌قدر دم از پول نزن، زیرا در چشم اهل ادب و معرفت بی‌ارزش می‌شوی، از این رو در راه کسب هنر و ادب هم به اندازه‌ی پول تلاش کن تا پیشرفتت بیشتر شده و در بین مردم محبوب‌تر شوی.

 

معنی برخی واژگان غزل:
مَنَت: تو را بامن.
سر یاری: خیال کمک و همراهی، قصد همدلی، اندیشه‌ی دوستی.
زار: ناتوان، ضعیف.
طره: مویی که از ناحیه‌ی بالای پیشانی تا بالای ابرو در پیشانی فرو ریخته و در بالای ابرو به خط افقی بچینند.
نافه: کیسه‌ای در زیر شکم آهوی سرزمین ختا و ختن حاوی مواد مترشحه‌ی خون که در اثر تغییراتی، معطر و به‌نام مشک موسوم می‌شود.
دم زدن: تنفس کردن، لاف زدن، سخن گفتن، اظهار وجود کردن.
نافه‌ی تاتاری: مشک تاتاری، مشکی که از تاتارستان می‌آورند.
جامه‌ی زرق: جامه‌ی ریا و نیرنگ.
جام غرور: باده خودخواهی.
خیال روی تو: تصویر صورت تو در عالم خیال.
پختن: در این‌جا به معنی مجسم کردن و تصور کردن.
خیال زلف تو پختن: تصویر زلف و موی تو را در عالم خیال در پیش چشم مجسم کردن.
سلسله: زنجیر، بند، کنایه از زلف یار.
زیر سلسله رفتن: پای در زنجیر و بند و کُند در زندان نهادن.
عیاری: در لغت به‌معنای مکاری و تردستی و حیله‌بازی است و عیاری شیوه‌ای از تربیت طبقه‌ای از اجتماع از قرن دوم به بعد بوده به صفات جوانمردی و امانتداری و چالاکی. متصف و عیاران‌ دار و دسته‌ای بودند که با ضعفا مدارا و با اقویا سرستیز داشته و در زبان شعر حافظ به‌معنای زیرکی و راهزنی است.
لطیفه: اندیشه‌ی ظریفی که در ذهن ایجاد و زبان و بیان از شرح آن قاصر باشد، نکته‌ی ظریف و جاذبه‌دار، گفتار نرم و دلپسند و به غایت نیکو و نغز.
خط: موهای تازه روییده بر چهره.
زنگاری: سبزرنگ، به‌رنگ مس زنگ‌زده.
خط زنگاری: موهای نرم زنگاری رنگ چهره.
مجردان: بریدگان از علائق مادی، تنهایان و یگانان، منفرد، صاحبان انقطاع از تعلقات مادی، فارغان از عائله و همسر.
طریقت: راه، روش، مسلک، مذهب، دومین منزل از منازل سه‌گانه‌ی سلوک: شریعت - طریقت - حقیقت، راه دل به‌سوی خدا.
مجردان طریقت: اهل‌الله، دست از تعلقات دنیا شسته و در راه خدا گام نهادگان.
نیم جو: نصف دانه‌ی جو، کنایه از بی‌ارزش بودن و کمترین مبلغ.
عروج: برآمدن، بالا رفتن.
مراتب: جمع مرتبه، درجه و مقام.
کم‌آزاری: (ضرورت شعر) بی‌آزاری.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری