غزل شماره‌ی ۸۱ دیوان حافظ: صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت

غزل شماره‌ی ۸۱ دیوان حافظ: صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۸۱ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۸۱ - صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت

 

۱. صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت - ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت
معنی: بامدادان بلبل با گل نوشکفته گفت کمتر به خود ببال که در این باغ چه بسیار گل‌های همسان تو شکفته است.

 

۲. گل بخندید که از راست نرنجیم ولی - هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت
معنی: گل با خنده‌ی خود چنین فهماند که ما از حرف راست نمی‌رنجیم اما هیچ عاشقی با معشوق خود با لحن تند و خشن صحبت نداشته است.

 

۳. گر طمع داری از آن جام مرصع میِ لعل - ای بسا دُر که به نوک مژه‌ات باید سفت
معنی: اگر از آن (لب و دندان چون) جام جواهرنشان توقع باده گلگون (بوسه) داری بایستی چه بسیار دردانه (اشک) را با نوک مژه‌ها سوراخ کنی.

 

۴. تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد - هر که خاک در میخانه به رخسار نرُفت
معنی: کسی که چهره بر خاک در میخانه، (جایگاه پیر مراد) نساید هرگز از محبت بهره و بویی نبرده و نخواهد شنید.

 

۵. در گلستان ارم دوش چو از لطف هوا - زلف سنبل به نسیم سحری می‌آشفت،
معنی: دیشب در گلستان ارم به هنگامی که نسیم ملایم سحری با زلف سنبل بازی می‌کرد، 

 

۶. گفتم: «ای مسند جم! جام جهان‌بینت کو؟» - گفت: «افسوس که آن دولت بیدار بخفت!»
معنی: از گلستان ارم و جایگاه جم پرسیدم که جام جهان‌بینت چه شد؟ پاسخ داد که افسوس که آن دولت بیدار به خواب ابدی فرو رفت.

 

۷. سخن عشق نه آن است که آید به زبان - ساقیا می ده و کوتاه کُن این گفت و شنفت
معنی: شرح عشق آن‌چنان نیست که زبان از عهده‌ی وصف آن برآید، ساقی می‌ بیاور و به این گفت و شنود پایان ده.

 

۸. اشک حافظ، خرد و صبر، به دریا انداخت - چه کند؟ سوز غم عشق نیارست نهفت
معنی: حافظ با اشک چشم روان خود دست از خرد و شکیبایی کشید چرا که نتوانست سوز غم عشق خود را پنهان نگاه دارد.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۸۱ دیوان حافظ:
از حرف سنجیده و درست ناراحت نشو. بدان که مصلحت تو را می‌خواهند، هرچند که فکر کنی کسی درکت نمی‌کند. کاری را که اصرار به انجام آن داری عاقبت خوشی ندارد. در افکارت تجدید نظر کن. مشورت با اهل فن به تو کمک می‌کند، خرد در کنار صبر نیازهای تو را نیز برطرف می‌سازد.

 

معنی برخی واژگان غزل:
مرغ چمن: کنایه از بلبل است.
نوخاسته: نوشکفته، تازه به دوران رسیده.
سخن سخت: گفتار خشن، سخن بدون ملاحظه و پروا.
جام مرصع: جام جواهرنشان، کنایه از لب و دهان و دندان معشوق است که لب‌ها به‌رنگ لعل و به زیور دندان‌ها به‌صورت مرصع آراسته شده است.
دُر: نوعی از احجار کریمه و کنایه از اشک چشم است.
سُفتن: سوراخ کردن.
میخانه: میکده، جایگاه پیر و مراد و مرشد کامل، باطن عارف کامل.
گلستان ارم: باغ ارم، باغی بزرگ به‌نام ارم که مقر حاکمان وقت شیراز بوده و به ظن قوی باغ ارم فعلی در محوطه‌ی همان گلستان ارم بنا شده است.
زلف سنبل: زلف گل سنبل.
مسند جم: تخت جم، مقر و جایگاه جمشید.
نیارست: نتوانست.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری