
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۷۲ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۱۷۲ - عشق تو نهال حیرت آمد
۱. عشقِ تو نهالِ حیرت آمد - وصلِ تو کمالِ حیرت آمد
معنی: عشق تو، نهال حیرت و وصل تو، کمال حیرت است.
۲. بس غرقهی حالِ وصل کآخر - هم بر سرِ حالِ حیرت آمد
معنی: چه بسیار سالکانى که پس از غرق شدن در وصل، باز هم به حالت حیرت باز مىگردند.
۳. یک دل بنما که در رَهِ او - بر چهره نه خالِ حیرت آمد
معنی: دلى را نشان بده که داغ حیرت بر آن نقش نبسته باشد.
۴. نه وصل بِمانَد و نه واصل - آن جا که خیالِ حیرت آمد
معنی: حتى با آمدن خیال حیرت، نه از وصل نشانى مىماند و نه از واصل.
۵. از هر طرفی که گوش کردم - آوازِ سؤالِ حیرت آمد
معنی: از هر طرف که گوش کردم، صداى سوال حیرت مىآمد.
۶. شد مُنهَزِم از کمالِ عزّت - آن را که جلالِ حیرت آمد
معنی: کسى که جلال و شکوه حیرت را یافت، از کمال عزت دوست، شکست خورده و گریزان شد.
۷. سر تا قدمِ وجودِ حافظ - در عشق، نهالِ حیرت آمد
معنی: سر تا پاى وجود حافظ، در عشق او نهال حیرت است.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۱۷۲ دیوان حافظ:
با رسیدن به وصال یار کمالات تو بیشتر خواهد شد. از هر طرف درهای رحمت بهسویت باز میشود. با کمک یار جهانی را زیر و رو میکنی که همگان در حیرت میمانند. توسل به خدا کن و همت داشته باش.
معنی برخی واژگان غزل:
حیرت: شگفتی، سرگشتگی، سرگردانی.
غرقه: غرق شده و فرورفته در آب.
منهزم: شکستخورده، گریخته.
جلال: بزرگ، شکوه.
معنی شعر برگرفته از کتاب دیوان حافظ بر پایهی نسخهی قزوینی و خانلری
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین





