غزل شماره‌ی ۸۲ دیوان حافظ: آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت

غزل شماره‌ی ۸۲ دیوان حافظ: آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۸۲ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۸۲ - آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت

 

۱. آن تُرکِ پَری چِهره که دوش اَز بَرِ ما رَفت - آیا چه خطا دید که اَز راهِ خطا رَفت؟
معنی: آن ترک زیباروی که دیشب ما را ترک گفت چه اشتباهی از ما دید که به راه خطا (به‌سوی خطا) رفت.

 

۲. تا رَفت مَرا اَز نَظَر آن چَشمِ جَهان‌بین - کَس واقفِ ما نیست که اَز دیده چه‌ها رَفت
معنی: از آن لحظه که آن نور دیده از نظرم دور شده هیچ‌کس به درستی نمی‌داند که از دیدگان من چه اشک‌هایی ریخته شده است.

 

۳. بَر شَمع نرفت اَز گُذرِ آتشِ دل، دوش - آن دود که اَز سوزِ جِگر بَر سَر ما رَفت
معنی: دودی که بر اثر سوز و گداز جگر، از سر ما بلند شد از سر شمع آتش به دل گرفته برنخاست.

 

۴. دور اَز رُخِ تو دَم به دَم از گوشه‌ی چَشمَم - سیلابِ سِرشک آمَد و طوفانِ بَلا رَفت
معنی: در نبودن و در اثر دوری او پیوسته از چشمان اشکبار سیلاب سرشک جاری و طوفان بلا ایجاد شد.

 

۵. از پای فُتادیم چو آمَد غَمِ هجران - دَر دَرد بِمُردیم چو اَز دَست دَوا رَفت
معنی: دراثر اندوه دوری او از پای درآمدیم و به سبب از دست دادن آن دارو دست از جان شستیم.

 

۶. دل گفت وِصالَش به دُعا باز تَوان یافت - عُمریست که عُمرَم همه دَر کارِ دُعا رَفت
معنی: دل بر این گواهی می‌داد که با دعا کردن می‌توان نعمت وصال از دست رفته‌‌اش را باز یافت، (و من) مدت مدیدی است که عمر را بر سر دعا گذاشته‌ام.

 

۷. اِحرام چه بَندیم؟ چو آن قبله نه این جاست - دَر سَعی چه کوشیم؟ چو از مَروه صَفا رَفت
معنی: در حالی که قبله این‌جا نیست چگونه محرم شده و احرام ببندیم و زمانی که صفا از مروه رفته است چه سان سعی صفا و مروه به‌جا آوریم.

 

۸. دی گفت طبیب اَز سَرِ حَسرت چو مَرا دید - هِیهات که رَنجِ تو زِ قانونِ شَفا رَفت
معنی: طبیب، دیروز به هنگام عیادت من با اندوه تمام گفت افسوس که بیماری تو از توانایی مداوا فراتر رفته است.

 

۹. ای دوست به پُرسیدنِ حافظ قَدَمی نِه - زان پیش که گویند که اَز دارِ فَنا رَفت
معنی: ای دوست به دیدار و برای پرسش حال حافظ قدم رنجه کن، پیش از آن‌که بگویند او از این دنیا رفت.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۸۲ دیوان حافظ:
کارهای مهم را بازیچه نگیر چون خطا می‌کنی. حرفی را زده‌ای که عده‌ای از تو رنجیده‌اند، دل آن‌ها را به‌دست بیاور، چون در زمان پیری و تنهایی کسی نیست که دیگر با او همدلی کنی و هم‌سخن شوی. ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است. الان هم دیر نیست. طبیب تو خداوند است. رو به‌سوی او آور تا تو را شفا دهد و از مشقات رهایت سازد.

 

معنی برخی واژگان غزل:
ترک پری چهره: ترک زیباروی، کنایه از شاه‌شجاع.
راه خطا: راه اشتباه، راه دور، کنایه از راه شهر (خطا - ختا) که به دوری ضرب المثل بوده است.
نور جهان‌بین: نور چشم، عزیز.
جهان‌بین: چشم.
بر سر ما رفت: به سر ما آمد، برای ما اتفاق افتاد.
دور از رخ او: از رخ او دور بادا.
احرام: داخل شدن در حرمت زیارت کعبه و بر خود حرام کردن بعضی از مباحات به هنگام زیارت.
احرام بستن: بستن دو تکه پارچه‌ی سفید نادوخته یکی به کمر و دیگری بر روی دوش و آماده شدن برای زیارت خانه‌ی خدا.
صفا و مروه: دو نقطه که هر حج‌گزار بایستی هفت مرتبه این فاصله را رفته و برگردد و این عمل را سعی می‌نامند.
قانون شفا: قواعد مقرر برای معالجه‌ی بیمار و در ضمن به دو کتاب ابوعلی سینا یکی به‌نام قانون ابن سینا در علم طب و دیگری به‌نام شفای ابن سینا در منطق و الاهیات و طبیعیات اشاره دارد.
دار فنا: خانه‌ی نیستی، کنایه از دنیا.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری