غزل شماره‌ی ۸۶ دیوان حافظ: ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت

غزل شماره‌ی ۸۶ دیوان حافظ: ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۸۶ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۸۶ - ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت

 

۱. ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت - کارِ چراغ خلوتیان باز درگرفت
معنی: ساقی بیا که یار حجاب از سر برگرفته چهره‌ی خود را نمایان کرد و دوباره چراغ مجلس گوشه‌نشینان، پر فروغ و شعله‌ور شد.

 

۲. آن شمعِ سرگرفته دگر چهره برفروخت - وین پیرِ سال‌خورده جوانی ز سر گرفت
معنی: آن شمعی که فتیله‌اش اصلاح شده دگر بار شعله‌ور شد و آن پیر سالخورده از نو، جوانی را آغاز کرد.

 

۳. آن عشوه داد عشق که مفتی ز ره برفت - وان لطف کرد دوست که دشمن حذر گرفت
معنی: عشق چنان ناز و کرشمه‌ای ساز کرد که فقیه شهر را از راه به در برد و دوست چنان محبتی کرد که دشمن بیمناک شده دوری گزید.

 

۴. زنهار از آن عبارتِ شیرینِ دل‌فریب - گویی که پسته‌ی تو سخن در شکر گرفت
معنی: پناه بر خدا از آن شیرین سخنی و دلفریبی. گویی دهان تو، سخن را در شکر آمیخته است.

 

۵. بارِ غمی که خاطرِ ما خسته کرده بود - عیسی‌دمی خدا بفرستاد و برگرفت
معنی: خداوند کسی را که نفس عیسی داشت فرستاد و بار غم و اندوهی که سبب خستگی خاطر ما شده بود از ما دور کرد.

 

۶. هر سروقد که بر مَه و خور حسن می‌فروخت - چون تو درآمدی پیِ کاری دگر گرفت
معنی: هر خوبرویی که به ماه و خورشید فخر و ناز می‌فروخت با آمدن تو به دنبال کاری دیگر رفت.

 

۷. زین قصه هفت گنبدِ افلاک پرصداست - کوته‌نظر ببین که سخن مختصر گرفت
معنی: صدای این رویداد در هفت گنبد آسمان پیچیده است. کوته‌بین را تماشا کن که موضوع را کوچک و بی‌اهمیت گرفته است.

 

۸. حافظ تو این سخن ز که آموختی؟ که بخت - تعویذ کرد شعرِ تو را و به زر گرفت
معنی: حافظ تو این دعاها(یی را که سبب دگرگونی اوضاع شد) از که آموختی که بخت و طالع آن را در قاب زرگرفته به خود حمایل کرد.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۸۶ دیوان حافظ:
سخن کوتاه می‌کنیم و می‌گوییم که مرادت خیلی زود برآورده می‌شود. دلت دوباره جوان می‌شود. دشمنان شکست خوردند و این از لطف خدا بود. خستگی از تنت بیرون می‌رود و در کاری که مراد توست جز پیروزی و ثروت چیزی دیگری نیست و این همان اجابت دعاهایت می‌باشد.

 

معنی برخی واژگان غزل:
پرده برگرفت: پرده را کنار زد، حجاب را برداشت.
خلوتیان: گوشه‌نشینان، از کار برکنار شدگان در این‌جا معنی می‌دهد.
درگرفت: روشن و شعله‌ور شد، رونق یافت.
شمع سرگرفته: شمعی که نوک فتیله‌اش اصلاح شده تا بهتر بسوزد.
عشوه داد: فریب داد، گول زد، ناز و غمزه کرد، کرشمه کرد.
مفتی: فتوی دهنده پاسخگوی سوال‌های شرعی، قائم مقام امام.
حذر گرفت: دوری کرد، دور شد.
زنهار: پناه بر خدا، امان ، بر حذر باش.
عیسی دمی: عیسا نفسی، مسیحا دمی، کسی که به مانن دحضرت عیسی مرده را زنده کند.
هفت گنبد افلاک: در گذشته معتقد بودند که آسمان هفت طبقه است و برای هر سیاره‌ی هفت‌گانه، آسمان مخصوصی قائل بودند و نیز اشاره به آیه شریفه ۱۵ سوره نوح است: الم تروا کیف خلق الله سبع سماوات طباقا.
کوته نظر: تنگ نظر، پیش‌ پا بین.
تعویذ: دعاهایی که در قاب طلا نهاده و به‌صورت حمایل و گردنبند و بازوبند جهت دفع چشم زخم و بلاهای دیگر به خود می‌آویختند. دعاهایی که سبب محافظت‌اند.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری