غزل شماره‌ی ۸۷ دیوان حافظ: حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت

غزل شماره‌ی ۸۷ دیوان حافظ: حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۸۷ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۸۷ - حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت

 

۱. حُسنت به اتفاقِ ملاحت جهان گرفت - آری، به اتفاق، جهان می‌توان گرفت
معنی: زیبایی تو با همدستی رفتار دلپسند و جذابیت دنیا را مسخر کرد. بلی چنین است که با اتحاد و هم‌پشتی می‌توان جهان را تسخیر کرد.

 

۲. افشایِ رازِ خلوتیان خواست کرد شمع - شُکرِ خدا، که سِرِ دلش در زبان گرفت
معنی: شمع بر آن بود که راز خلوت گوشه‌نشینان را برملا سازد. شکر خدای را که آتش راز درونش زبانش را شعله‌ور ساخت.

 

۳. زین آتشِ نهفته که در سینه‌ی من است - خورشید، شعله‌ای‌ست که در آسمان گرفت
معنی: خورشید آسمان شعله‌ای از آتش درون دل من است که در سینه‌ی آسمان در گرفته است.

 

۴. می‌خواست گُل که دَم زند از رنگ و بویِ دوست - از غیرتِ صبا، نفسَش در دهان گرفت
معنی: گل بر آن بود که پیوسته لاف برابری با رنگ و بوی دوست بزند. خدای را شکر که باد صبا از روی غیرت نفسش را در دهانش بند آورد (او را پرپر کرد).

 

۵. آسوده بر کنار چُو پرگار می‌شدم - دوران، چو نقطه، عاقبتم در میان گرفت
معنی: آسوده‌خاطر به‌مانند شاخه‌ی پرگار (در کنار این دایره مینایی) به راه خود می‌رفتم. روزگار به‌مانند نقطه‌ی مرکز دایره مرا در میان گرفته و محاصره کرد.

 

۶. آن روز شوقِ ساغرِ مِی، خرمنم بسوخت - کآتش زِ عکسِ عارضِ ساقی در آن گرفت
معنی: از آن روزی که با چشم دل تصویر چهره‌ی ساقی (دهر) را در ساغر می‌دیدم، آتش اشتیاق به جام باده، خرمن هستی مرا به آتش کشید.

 

۷. خواهم شدن به کویِ مُغان آستین‌فشان - زین فتنه‌ها که دامنِ آخرزمان گرفت
معنی: از دست این فتنه و آشوب‌هایی که دامن این دوره‌ی آخرالزمان را فرا گرفته، بر آنم تا با ترک همه‌ی علایق به میخانه‌ی کوی مغان پناه ببرم.

 

۸. مِی خور که هر که آخرِ کارِ جهان بِدید - از غم سبک برآمد و رَطلِ گران گرفت
معنی: می بنوش. زیرا هر کس که پایان کار زندگی را به فراست دریافت، شانه از زیر بار سنگین غم تهی کرده و به پیمانه‌ی سنگین شراب روی آورد.

 

۹. بر برگِ گُل به خونِ شقایق نوشته‌اند - «کآن کس که پخته شد، مِیِ چون اَرغَوان گرفت»
معنی: با خون شقایق بر برگ‌های آن گل چنین نوشته‌اند که هر کس به درجه‌ی پختگی و آزمودگی رسید به شراب ارغوانی رنگ روی آورد.

 

۱۰. حافظ چو آبِ لطف ز نظمِ تو می‌چِکد - حاسِد چگونه نکته تواند بر آن گرفت؟
معنی: حافظ، در حالی که از چهره‌ی شعر تو عرق لطافت و طراوت می‌چکد دیگر چگونه حسود می‌تواند بر آن ایرادی بگیرد.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۸۷ دیوان حافظ:
تنهایی کاری از پیش نمی‌بری، احتیاج به یک همکار و همدل داری که در ضمن راز تو را فاش نکند. گرمای عشق تو بدون کمک دوست سرد می‌شود و به یار نمی‌رسد. آسوده‌خاطر باش که او تکیه‌گاه خوبی برای رسیدن تو به حاجاتت می‌باشد و راه را برایت میسر می‌سازد.

 

معنی برخی واژگان غزل:
حسن: زیبایی.
ملاحت: نمکین، با نمک بودن، رفتار دلپسند و جذاب.
آری: بلی، همین‌طور است.
اتفاق: هم‌پشتی، سازگاری، همکاری، اِجماع، موافقت.
افشا: فاش کردن، برملا کردن.
سِرِ دلش: آتش حسادتی که در دلش بود، راز درونش.
آتش نهفته: سوز درون و پنهانی، کنایه از آتش عشق.
غیرت: رشک و حسد بردن، حمیت و نگاهداری از ناموس و عزت و شرف، و در اصطلاح صوفیه مراد از غیرت، حمیت محب است بر طلب قطع تعلق محبوب از غیر یا تعلق غیر، از محبوب و آن سه گونه است: غیر محب، غیر محبوب و غیرت محبت.
پرگار: آلت مهندسی برای رسم دایره و در این بیت شاعر از عبارت (آسوده در کنار) منظورش شاخه‌ی بیرونی پرگار است که محیط و کنار دایره را رسم می‌کند و منظور دوران چو نقطه... شاخه‌ی ثابت پرگار است که نقطه‌ی میانی و وسط دایره را پایگاه خود قرار داده است.
کوی مغان: کنایه از میخانه است.
آستین فشان: ترک علاقه کردن، پشت پا زدن، با دست اشاره نفی و رد کردن، حرکات موزون دست به هنگام رقص صوفیان به‌معنای ترک علایق دنیا.
رطل: واحد مایعات و واحد جامدات بوده و در این‌جا منظور کیل واحد مایعات است که از پیمانه بزرگتر است.
نکته گرفتن: ایراد گرفتن.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری