غزل شماره‌ی ۸۸ دیوان حافظ: شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت

غزل شماره‌ی ۸۸ دیوان حافظ: شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۸۸ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۸۸ - شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت

 

۱. شنیده‌ام سخنی خوش که پیرِ کنعان گفت - «فِراق یار، نه آن می‌کند که بتوان گفت»
معنی: شنیده‌ام پیر کنعان سخنی دلپذیر گفته و گفته است سختی دوری و فراق یار آن‌چنان نیست که بتوان بازگو کرد.

 

۲. حدیثِ هولِ قیامت که گفت واعظِ شهر - کنایتی‌ست که از روزگارِ هجران گفت
معنی: شرح حکایت وحشت‌آوری که واعظ شهر از روز قیامت می‌داد، گوشه‌ای از دشواری‌های ایام هجران است.

 

۳. نشانِ یارِ سفرکرده از کِه پُرسم باز؟ - که هر چه گفت بَریدِ صبا، پریشان گفت
معنی: نشانی یار سفر کرده و خبر او را از چه کسی گرفته و باز پرسم؟ چرا که اخبار قاصد باد صبا به پریشان‌گویی می‌ماند و قابل اعتماد نیست.

 

۴. فغان که آن مهِ نامهربانِ مِهرگُسِل - به تَرکِ صحبتِ یاران خود چه آسان گفت
معنی: افسوس که آن محبوب نامهربان که با دشمنان، سر دوستی دارد، دوستان خود را چه آسان ترک کرد.

 

۵. من و مقامِ رضا بعد از این و شُکرِ رقیب - که دل به دردِ تو خو کرد و ترکِ درمان گفت
معنی: از این پس من در مقام رضا و تسلیم و پذیرش رفتار، مراقب تو هستم، چرا که دلم به درد دوری تو عادت کرده و از درمان خود چشم پوشیده است.

 

۶. غمِ کهن به میِ سال‌خورده دفع کنید - که تخم خوش‌دلی این است؛ پیرِ دهقان گفت
معنی: غم کهنه را با شراب کهنه برطرف کنید. که این سخن دهقان پیر است که گفت تنها بذری که از آن گیاه خوشدلی می‌روید شراب کهنه است.

 

۷. گره به باد مزن گر چه بر مراد رود - که این سخن به مَثَل، باد با سلیمان گفت
معنی: رشته‌ی سرنوشت خود را با باد، هرچند که مطابق میل تو بوزد گره مزن و این اندرزی است که باد برای سلیمان مثال زد و به او فهماند.

 

۸. به مهلتی که سپهرت دهد ز راه مرو - تو را که گفت که این زال تَرک دَستان گفت؟
معنی: فریب فرصت و مهلتی که زمانه در اختیار تو نهاده است مخور. چه کسی به تو این دلگرمی را داده است که این روزگار حیله‌گر پیر در فکر نیرنگ با تو نیست.

 

۹. مزن ز چون و چرا دم که بنده‌ی مُقبِل - قبول کرد به جان، هر سخن که جانان گفت
معنی: دم از چون و چرا مزن که بنده‌ی خوشبخت کسی است که پذیرنده‌ی گفته‌ها و دستورات محبوب خود است.

 

۱۰. که گفت حافظ از اندیشه‌ی تو آمد باز؟ - من این نگفته‌ام آن کس که گفت بُهتان گفت
معنی: چه کسی به تو گفته است که من دست از تو برداشته و از اندیشه‌ی تو برگشته‌ام؟ این سخن از من نیست و هر کس گفته به من تهمت زده است.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۸۸ دیوان حافظ:
تهمتی به شما زده‌اند که از طرف دشمن است. درد هجر بزرگی را تحمل می‌کنید. اما تن به رضای خداوند دهید. مطمئن باشید جواب خوبی‌ها و ثوابی را که کرده‌اید در جایی دیگر خواهید گرفت. حرف‌های خود را بر اساس فرض و شک نزنید که بر علیه خودتان استفاده می‌کنند. بذر خوبی بکارید تا شاهد رویش خوبترین‌ها باشید.

 

معنی برخی واژگان غزل:
پیر کنعان: حضرت یعقوب پیامبر، پدر حضرت یوسف.
هول: ترس.
حدیث هول قیامت: رویداد وحشتناک روز قیامت.
کنایت: کنایه، اشاره.
برید: پیک، قاصد، سفیر.
مقام رضا: سالک عارف در مسیر طریقت پس از طی مراحلی به مقام رضا می‌رسد یعنی با تمام وجود خدای قادر را حکیم مطلق دانسته و تسلیم خواسته‌های او می‌شود.
شکر رقیب: تسلیم و رضا به آن‌چه رقیب انجام می‌دهد.
پیر دهقان: دهقان پیر، دهقان پیری که شراب می‌اندازد.
گره به باد مزن: کار بی‌فایده و بیهوده انجام مده.
ز راه مرو: پدر رستم، پدر پیر کهنسال، کنایه از دنیا.
مقبل: خوشبخت، صاحب اقبال، سعادتمند.
بهتان: تهمت، نسبت به دروغ دادن به کسی.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری