
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۱۸ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۱۱۸ - آن کس که به دست جام دارد
۱. آن کس که به دست جام دارد - سلطانیِ جَم مُدام دارد
معنی: کسی که در کف، جام می دارد، برای همیشه مقام پادشاهی جمشید را در اختیار دارد.
۲. آبی که خِضِر حیات از او یافت - در میکده جو که جام دارد
معنی: آب حیاتی را که خضر از آن به زندگانی دست یافت، در میکده و در جام شراب بیاب.
۳. سررشتهی جان به جام بگذار - کاین رشته از او نظام دارد
معنی: اختیار جان خود را بهدست جام بسپار، زیرا این جام میتواند به زندگیات سر و سامان بخشد.
۴. ما و مِی و زاهدان و تقوا - تا یار، سرِ کدام دارد
معنی: سر و کار ما با می و زاهدان با زهد و تقوی است تا ببینیم یار به کدام یک گرایش دارد.
۵. بیرون ز لبِ تو ساقیا نیست - در دور، کسی که کام دارد
معنی: کسی که در دور و زمانه بهکام دل خود رسیده، جز این نیست که از لب تو کام برگرفته است.
۶. نرگس، همه شیوههای مستی - از چشمِ خوشت به وام دارد
معنی: نرگس فریبنده همهی راه و روشهای مستی را از حالت چشم زیبایی تو به وام گرفته است.
۷. ذکرِ رخ و زلف تو دلم را - وردیست که صبح و شام دارد
معنی: هر بامداد و شامگاه، بر زبان دلم، وصف زیباییهای چهره و زلف تو به مانند وردی جاری است.
۸. بر سینهی ریشِ دردمندان - لعلت نمکی تمام دارد
معنی: بر زخم سینهی دردمندان عشق تو، لعل لبت (نه مرهم که) نمکپاش کاملی است.
۹. در چاهِ ذَقَن چو حافظ ای جان - حُسنِ تو دو صد غلام دارد
معنی: ای جان من! روی زیبای تو، در گودی سبب زنخدان خود دو صد غلام مانند حافظ را در بند دارد.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۱۱۸ دیوان حافظ:
هر کس که در خانهی او را زد ناامید برنمیگردد. پس برای بازگشت سلامتی، دست بهسوی او دراز کنید. از او بخواهید در ازای سلامتی، روح و جسم خویش را در راهش صرف کنید. خداوند هم به این حسن نیت شما از سر گناهتان خواهد گذشت. انشاالله.
معنی برخی واژگان غزل:
جام: ساغر.
سلطانی جم: پادشاهی جمشید، شاه باستانی که در افسانهها به فرمانروایی عادل و مردم دوست شهرت دارد.
مدام: پیوسته، شراب و در اینجا بهمعنای همیشه است.
آبی که: آب حیاتی که.
خضر: منظور خضر، یکی از انبیاء بنی اسرائیل است که به چشمهی آب حیات دست و با نوشیدن آن به قولی به عمر جاودانی دست یافت و یا مدتی مدید عمر کرد. سبب نام او به خضر این است که چون از کنار درخت خشکی میگذشت آن درخت سبز و خرم شد.
که جام دارد: که در جام موجود است.
سر رشته: سرِنخ، اختیار.
به جام بگذار: به جام شراب بسپار.
از او نظام دارد: از او سر و سامان و نظم و ترتیب دارد.
ما و می: ما با می سر و کار داریم. (وَ) حرف ربط و بهمعنای (با) است.
و زاهدان و تقوی: و زاهدان با تقوی سر و کار دارند.
سر کدام دارد: میل به کدام دارد، به کدام التفات دارد.
در دَور: در زمانه.
بیرون از: غیر از، بهجز.
ذکر: یادآوری.
ورد: سخن و شرح دعا.
بر سینهی ریش دردمندان : بر سینه زخمدار دردمندان عشق.
چاه زنخ : گودی ذِقَن، سبب زنخدان.
معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین





