
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۸۴ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۱۸۴ - دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند
۱. دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند - گِلِ آدم بسرشتَند و به پیمانه زدند
معنی: دوشینه دیدم (دریافتم) که فرشتگان، به میخانهی عشق زمین سرزده و از خاک گِل آدم را خمیر کرده و در قالب پیمانه ریختند.
۲. ساکنانِ حرمِ سِتر و عفافِ ملکوت - با منِ راهنشین، بادهی مستانه زدند
معنی: (آنگاه) فرشتگان، این ساکنان عفیف سراپردهی عفاف، با من خاکی بیخانمان بادهی معرفت الهی نوشیدند.
۳. آسمان بارِ امانت نتوانست کشید - قرعهی کار به نامِ منِ دیوانه زدند
معنی: آسمان (آسمانیان) از کشیدن بار عشق و معرفت آفریننده و یکتا سَرباز زدند، (سرانجام) قرعه بهنام من سراپا عاشق دیوانه اصابت کرد.
۴. جنگِ هفتاد و دو ملت همه را عذر بِنه - چون ندیدند حقیقت، رهِ افسانه زدند
معنی: هفتاد دو فرقه را با همهی اختلافهایشان معذور دار، زیرا آنها که از دیدن و دریافتن حق و حقیقت محروم مانده، ناچار به افسانهسازی پرداخته و به راه باطل رفتند.
۵. شُکرِ ایزد که میانِ من و او صلح افتاد - صوفیان، رقصکنان، ساغرِ شکرانه زدند
معنی: سپاس خدای را که (من خارج از هفتاد و دو فرقه بودم و) میان من و معشوق صلح و تفاهم برقرار شد و به شکرانهی این توفیق حوریان رقصکنان بادهی شادی نوشیدند.
۶. آتش آن نیست که از شعلهی او خندد شمع - آتش آن است که در خرمنِ پروانه زدند
معنی: آن شعلهای که با آن شمع افروخته و خندان میشود آتش نیست. آتش واقعی آن عشق سوزندهای است که در خرمن هستی پروانه زدند.
۷. کس چو حافظ نَگُشاد، از رخِ اندیشه نقاب - تا سرِ زلفِ سخن را، به قلم شانه زدند
معنی: از آن زمان که با شانهی قلم به آرایش و شانهزنی زلف سخن پرداختهاند تا به امروز هیچکس چون حافظ پرده از چهرهی اندیشه برنگرفته است.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۱۸۴ دیوان حافظ:
وظیفهای به عهدهیتان گذاشتهاند که فکر میکردید از پس آن برنمیآیید، اما با ایمان راسخ و دوری از گناه بهخوبی از انجام آن برآمدید. شکر خدا را بهجا میآورید که از یک حادثهی بد نجات پیدا کردهاید. بیشتر فکر کنید.
معنی برخی واژگان غزل:
دوش: دیشب، شب پیش، شب گذشته.
دیدم: به چشم دل دیدم، با دیدهی بصیرت در حال بیداری و مکاشفه دریافتم، دانستم.
ملائک: جمع ملک، فرشتگان، کروبیان.
میخانه: محلی که در آنجا شراب تهیه و توزیع میشود و در اینجا منظور میخانهی عشق است، یعنی محلی که در آنجا شراب عشق تهیه میشود.
بسرشتند: خمیر کردند، بهصورت همگن و خمیری درآوردند.
پیمانه: ظرفی که برای اندازهگیری بهکار میرود.
به پیمانه زدند: به قالب زدند، در پیمانه ریختند.
حرم: محوطهی داخل مکانهای مقدس، درون سرای.
سَتر: (مصدر) پرده، حجاب، پوشیده از چشم، مستور، پنهان.
عفاف: خود نگهدار از ارتکاب به حرام، جایگاهی که در آن مرتکب گناه نتوان شد.
ملکوت: مُلک، و اصطلاحا به مقام ملائکه گفته میشود.
راهنشین: بیخانمان و بیجا و مکان.
مستانه: مانند مستان.
بارِ امانت: بار معرفت و شناخت صفات خالق متعال.
من دیوانه: من عاشق، منی که در میخانهی عشق گل وجودم سرشته شد.
هفتاد و دو ملت: فرقههای هفتاد و سه گانهی اسلام که هفتاد و دو فرقهی آن گمراهند.
حقیقت: ظهور ذات حق بیحجاب تَعیّنات (فرهنگ فارسی معین).
ره افسانه زدند: به دنبال افسانهسازی و سخنان باطل رفتند (حسینعلی هروی).
از شعلهی او خندد شمع: از شعلهی آن شمع برافروخته و روشن شود.
خرمن پروانه: خرمن وجود پروانه، خرمن هستی پروانه.
معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین





