
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۷۲ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۲۷۲ - باز آی و دل تنگ مرا مونس جان باش
۱. باز آی و دلِ تنگِ مرا مونس جان باش - وین سوخته را مَحرَمِ اسرارِ نهان باش
معنی: برگرد و مونس جانِ دلِ تنگ و گرفته از غم من و محرم رازهایِ پوشیدهی این دلِ در آتش غم گداخته، باش.
۲. زآن باده که در میکدهی عشق فروشند - ما را دو سه ساغر بده و گو «رمضان باش»
معنی: از آن شرابِ مُباحِ معرفتی که در میخانهی عشق الهی میفروشند، چند پیاله به ما بده که با این ماه رمضان منافاتی ندارد.
۳. در خرقه، چو آتش زدی ای عارفِ سالِک! - جهدی کن و سرحلقهی رندانِ جهان باش
معنی: ای عارف، اکنون که در خرقهی زهد و ریا آتشی افکندی، کوشش تو بر این باشد که سرآمدِ رندان جهان شوی.
۴. دلدار که گفتا به تواَم دلنگران است - گو «میرسم اینک به سلامت»، نگران باش
معنی: به آن دلدار که میگفت دل نگران تو هستم بگو، منتظر باش که به زودی به سلامت میرسم.
۵. خون شد دلم از حسرتِ آن لعلِ روانبخش - ای دُرجِ محبّت! به همان مُهر و نشان باش
معنی: دلم از اندوه دوری آن لبِ لعل جانآفرین، خون شد. ای صندوقچهی محبت دل، با همان مِهر و محبتِ معشوق، سر به مُهر و بسته باقی بمان.
۶. تا بر دلش از غصه غباری نَنشیند - ای سیلِ سرشک! از عقبِ نامه روان باش
معنی: ای اشکِ سیلمانند، برای اینکه از غم و اندوه، غبار تیرگی بر دل محبوب ننشیند، به دنبالهی نامه روان باش (تا غبار غم را بشویی).
۷. حافظ که هوس میکندش جامِ جهانبین - گو «در نظرِ آصفِ جمشیدمکان باش»
معنی: به حافظ که آرزوی داشتن جام جهاننما را دارد بگو که نخست بر آن باش تا مورد نظر لطفِ وزیر جمشیدمکان باشی.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۲۷۲ دیوان حافظ:
عجله کن تا از دیگران عقب نیفتی. با دلنگرانی و حرف نگرانی و حرف زدن بهجایی نخواهی رسید. بسیار مواظب سلامتی خودت باش. فکر میکنی کس دیگری میخواهد مقصود و نظر تو را از چنگت بیرون بکشد، ولی بدان در سرنوشت تو مقصود چیز دیگریست و نصیب کس دیگری نمیشود.
معنی برخی واژگان غزل:
دلِ تنگ: دل گرفته از غم.
ز آن باده که در میکده عشق فروشند: از آن شراب معرفتی که در میخانه عشق الهی میفروشند (شراب مباح).
گو رمضان باش: هرچند ماه رمضان باشد.
در خرقه چو آتش زدی: چون در خرقه آتش افکندی، اکنون که در خرقهی زُهد و ریا آتش افکندی.
عارف سالک: شناسای رهرو حق، عارف راه سپرده بهسوی حق.
به توام دل نگران است: دلم نگران توست، در دل اندیشهی تو را دارم، دلم برای تو در حال اضطراب است.
نِگران: چشم به راه، منتظر، در حال نگریستن.
لعل روانبخش: لب جانبخش.
دُرج: صندوقچهی کوچک.
دُرج محبت: صندوقچهی مهر و محبت، کنایه از دل.
به همان مُهر و نشان باش: به همان حالت مِهر و محبت و همان مُهر و نشان دست نخورده باقی باش.
جام جهانبین: جام کیخسرو که همهی هفت کشور را در آن میدید و به جام جمشید معروف و چون در گذشته تا زمان حافظ، جمشید و سلیمان را یک شخص میدانستند، بهنام جهاننما یا جهانبین معروف شده است.
آصف: نام وزیر حضرت سلیمان (آصف برخیا).
جمشیدمکان: با حشمت و عظمت جمشید، یعنی با حشمت و عظمت سلیمان چه جمشید و سلیمان را یک شخصیت اسطورهای میپنداشتند.
معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین





