غزل شماره‌ی ۲۷۴ دیوان حافظ: به دور لاله، قدح گیر و بی‌ریا می‌باش

غزل شماره‌ی ۲۷۴ دیوان حافظ: به دور لاله، قدح گیر و بی‌ریا می‌باش

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۲۷۴ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۲۷۴ - به دور لاله، قدح گیر و بی‌ریا می‌باش

 

۱. به دورِ لاله، قدح گیر و بی‌ریا می‌باش - به بویِ گُل، نفسی همدمِ صبا می‌باش
معنی: موسم گل لاله، جام شراب بگیر و از ریاکاری بپرهیز و هم‌زمان با بوی دلاویز گل، لحظه‌ای با نسیم صبا هم‌نفس شو.

 

۲. نگویمت که همه ساله مِی پرستی کن - سه ماه مِی خور و نُه ماه پارسا می‌باش
معنی: منظورم این نیست که در تمام مدت سال باده بنوش. سه ماه می بنوش و نُه ماه پرهیزکار باش.

 

۳. چو پیرِ سالِک عشقت به مِی حواله کند - بنوش و منتظرِ رحمتِ خدا می‌باش
معنی: آن‌گاه که پیرِ راهنمایِ عشق تو را به باده‌نوشی فراخواند، بنوش و به بخشش خداوند امیدوار باش.

 

۴. گَرَت هواست که چُون جَم به سِرِّ غیب رسی - بیا و همدمِ جامِ جهان‌نما می‌باش
معنی: اگر آرزومندی که همانند جمشید از رازهای نهانی جهان آگاه شوی، بشتاب و با جام جهان‌نما (ضمیر مرشد کامل ـ جام شراب) همدم باش.

 

۵. چو غنچه گر چه فروبستگی‌ست کارِ جهان - تو همچو بادِ بهاری گره‌گشا می‌باش
معنی: اگرچه کارهای جهان به‌مانند غنچه به هم پیچیده و سردرگُم و دَرهَم است، تو همانند باد بهار که غنچه را از هم باز می‌کند گره‌گشا باش.

 

۶. وفا مجوی ز کس ور سخن نمی‌شنوی - به هرزه طالبِ سیمرغ و کیمیا می‌باش
معنی: از کسی انتظار وفاداری نداشته باش و اگر این حرف را قبول نداری، بیهوده به جستجوی سیمرغ و کیمیا (عنقا و اکسیر) وقتت را به هدر ده!

 

۷. مریدِ طاعتِ بیگانگان مشو حافظ - ولی معاشرِ رندانِ پارسا می‌باش
معنی: حافظ، هوادار و شیفته‌ی عبادت آن‌هایی که از خدا بیگانه‌اند مشو، ولی با رندانی که به اسرارِ الهی آشنایند معاشر و همنشین باش.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۲۷۴ دیوان حافظ:
تو کار خیرت را انجام بده و از بنده‌ی خدا تمنای جواب نداشته باش. خداوند در جای دیگر جواب کار خوبت را می‌دهد. رحمت خداوند شامل حالت شده و مالی خوب به تو می‌رسد. گره از کارت باز می‌شود. تو کار خودت را بکن. دشمن شکست می‌خورد و دست به هر چه بزنی طلا می‌شود.

 

معنی برخی واژگان غزل:
به دور لاله: به هنگام گل لاله، به دوران گل لاله، موسم لاله.
قدح: پیاله‌ی بزرگ.
نفسی: یک‌دم، یک لحظه.
همدم: هم‌نفس.
همه ساله: تمام مدت سال.
پیر سالک: مرشد و هادی راه طریقت الی الله.
گرت هواست: اگر آرزویی داری.
جم: جمشید، پادشاهی که اهورامزدا با او گفتگو کرده، کلیم الله اول (وندیداد) و او پیش از حضرت زرتشت می‌زیست.
به سر غیب رسی: به اسرار نهان دست یابی.
جام جهان‌نما: جامی که کیخسرو در آن می‌نگریست و به اسرار همه‌ی جهان آن روز دست می‌یافت و بعد به‌نام جام جم مشهور شد. جامی که عامل معرفت و واسطه‌ی بین جمشید و خدا (اهورامزدا) بوده است.
فروبستگی: در هم پیچیدگی، گِرِه خوردگی.
گِرِه‌گشا: حلال مشکلات.
به هرزه: بیهوده.
سیمرغ: مرغ افسانه‌ای.
کیمیا: عامل تبدیل فلزات ارزان مانند مس به طلا که افسانه‌ای بیش نیست.
طاعت: اطاعت، عبادت.
معاشر: رفیق، یار.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری