
در زمان حضرت داوود مرد فقیر و تنبلی زندگی میکرد. او هر روز دعا میکرد تا خدا بدون هیچ تلاشی برای او روزی بفرستد. او میگفت: خدایا، چون مرا تنبل آفریدهای، پس خودت روزی مرا برسان. من مانند آن درازگوشی هستم که پشتش زخم است و نباید بار سنگینی بر پشت او گذاشت.
روزیی خواهم بهناگه بی تعب - که ندارم من ز کوشش جز طلب
او سالیان دراز با همین روش زندگی میکرد و هیچگاه بهدنبال کار نمیرفت. همسایههایش زمانی که رفتار و روش زندگی او را میدیدند، به او با تمسخر میگفتند: آیا بدون تحمل رنج، میشود گنج بهدست آورد؟
مردم سعی میکردند، مرد فقیر را متوجه اشتباهش کنند، به همین دلیل به او میگفتند: داوود نبی را نگاه کن. او صاحب معجزات بسیاری است، اما هیچوقت دست از تلاش و کوشش برنمیدارد. او زره میبافد و از این طریق رزق و روزی خود را بهدست میآورد.
با همه تمکین خدا روزی او - کرده باشد بسته اندر جستوجو
بیزرهبافی و رنجی روزیش - مینیاید با همه پیروزیش
ولی آن مرد دست از تنبلی برنمیداشت و همچنان با اصرار بسیار از خداوند روزی بدون زحمت و رنج را طلب میکرد.
تا که شد در شهر معروف و شهیر - کو ز انبان تهی جوید پنیر
شد مثل در خامطبعی آن گدا - او ازین خواهش نمیآمد جدا
اما از آنجا كه گفتهاند (جوینده یابنده است) دعای او سرانجام به اجابت رسید و حادثهای رخ داد. روزی صبح زود همانند همیشه مشغول آه و ناله و زاری بود كه گاوی دوان دوان آمد و با شاخ خودش چفت در را شكست و وارد خانهی مرد فقیر شد. او فورا برخاست و پاهای گاو را بست و گلویش را برید و بهسوی قصاب شتافت تا گاو بیچاره را بهدست قصاب بسپرد.
ضرب المثل جوینده یابنده است بدین معنیست که هر کس در جستجوی چیزی باشد و در این راه دست از کوشش برندارد، سرانجام به آن دست خواهد یافت.
برگرفته از کتاب مثنوی معنوی مولوی، دفتر سوم، بخش ۵۴
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین





