غزل شماره‌ی ۱۹۵ دیوان حافظ: غلام نرگس مست تو، تاجداران‌اند

غزل شماره‌ی ۱۹۵ دیوان حافظ: غلام نرگس مست تو، تاجداران‌اند

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۱۹۵ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۱۹۵ - غلام نرگس مست تو، تاجداران‌اند

 

۱. غُلامِ نَرْگِسِ مَسْتِ تو، تاجداران‌اَنْد - خَرابِ بادِه‌ی لَعْلِ تو، هوشیاران‌اَنْد
معنی: تاجداران شایسته اینند که غلام چشم مست و خماری تو باشند و مردم هوشیار این شایستگی را دارند که از شراب لب لعل‌مانند تو مست و خراب می‌شوند.

 

۲. تو را صَبا و مَرا آبِ دیدِه شُد غَمّاز - وَگَرنَه عاشِق و مَعْشوق، رازداران‌اَنْد
معنی: باد صبا (با پراکندن بوی زلفت) درباره‌ی تو خبرچینی کرد و من را اشک چشم رسوا ساخت وگرنه عاشق و معشوق راز نگهدار یکدیگرند.

 

۳. زِ زیرِ زُلْفِ دوتا چون گُذَر کُنی، بِنْگر - کِه اَز یَمین و یَسارت چِه سوگواران‌اَنْد!
معنی: آن‌گاه که زیر خرمن زلف دو طرفه خود گذر می‌کنی، نگاه (به دو طرف خود) بینداز و ببین که چگونه از طرف راست و چپ تو مردم، برایت بی‌قراری می‌کنند.

 

۴. گُذار کُن چو صَبا بَر بَنَفْشِه‌زار! و بِبین - کِه اَز تَطاوُلِ زُلْفَت چِه بی‌قَراران‌اَنْد!
معنی: مانند نسیم صبا بر بنفشه‌زار بگذر تا بنگری که از تعدی و تجاوز زلف تو تا چه حد سوگوارانی سر بر زانو دارند.

 

۵. نَصیبِ ماست بِهِشْت، اِی خُداشِناس! بُرو! - کِه مُستَحَقِّ کِرامَت، گُناهکاران‌اَنْد
معنی: ای خداشناس! دست از من بدار و بدان که بهشت قسمت ماست و این گناهکارانند که استحقاق بخشش خداوند را دارا هستند.

 

۶. نَه مَن بر آن گُلِ عارِض، غَزَل سُرایم و بَس - که عَنْدَلیبِ تو اَز هَر طَرَف، هزاران‌اَنْد
معنی: نه تنها من به شوق گل چهره‌ی تو غزل‌سرایی می‌کنم که از هر طرف که بنگری هزاران بلبل نغمه‌خوان تواند.

 

۷. تو دَسْتگیر شو! اِی خِضْرِ پِی‌خُجَسْتِه! کِه مَن - پیادِه می‌رَوَم و هَمْرَهان، سَواران‌اَنْد
معنی: ای خضر مبارک قدم تو مرا دستگیری و یاوری کن که من پیاده می‌روم. همراهان سواره‌اند.

 

۸. بیا به مِیکَدِه! و چِهْرِه، اَرغَوانی کُن! - مَرو بِه صومَعِه کآنجا سیاه‌کاران‌اَنْد!
معنی: به میخانه سری بزن و با نوشیدن شراب صورت خود را گلگون کن، به خانقاه پا مگذار که آن‌جا تباهکارانی چند گرد هم جمعند.

 

۹. خَلاصِ «حافِظ» از آن زُلْفِ تابدار مَباد! - کِه بَسْتِگانِ کَمَنْدِ تو، رَسْتگاران‌اَنْد
معنی: خدا کند که حافظ از آن زلف پر پیچ وتاب رهایی نیابد، چرا که آن‌هایی که در کمند تو بسته و اسیرند رستگاران واقعی‌اند.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۱۹۵ دیوان حافظ:
خواهان بی‌شمار داری که از نظر مقام و منزلت حتی از تو بالاترند. گاهی در بعضی موارد مدعی هستی، ولی خودت می‌دانی که هنوز دست چپ و راستت را نمی‌شناسی. هنوز اول راهی، از فراز و نشیب نترس. آینده‌ی بسیار مبارک و خوبی داری، هرچند که گاهی گناه می‌کنی.

 

معنی برخی واژگان غزل:
نرگس: (استعاره) چشم معشوق، چشم خماری.
تاجداران: شاهان، آنان که کلاه دوازده ترک درویشان را که تاج نام دارد بر سر می‌گذارند، کنایه از صوفیان.
خراب: مست، مست از پای درآمده.
لعل: (استعاره) از لب معشوق.
هوشیاران: غیر مستان، بیداران و آگاهان.
غماز: خبرچین، نمام، سخن‌چین.
زلف دوتا: موی سر که به دو قسمت به یک طرف صورت راست و چپ فرو افتاده باشد، زلف خمیده که به دو طرف صورت به پایین ریخته شده باشد.
یمین: جانب راست.
یسار: جانب چپ.
تطاول: تجاوز، گردن‌کشی کردن، درازدستی ، ظلم و جور و تعدی، تصرف ناحق.
کرامت: بخشش.
عارض: چهره.
هزارانند: هزاران نفرند.
پی‌خجسته: خجسته‌پی، مبارک قدم، فرخ‌پی.
صومعه: دیر راهب و در این‌جا کنایه از خانقاه است.
سیاه‌کاران: بدکاران، ستمکاران، گناهکاران.
خلاص: آزاد، رها شده.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری