
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۹۶ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۱۹۶ - آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
۱. آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند - آیا بُوَد که گوشهی چشمی به ما کنند
معنی: آنهایی که با نگاه خود خاک را به کیمیا (طلا) مبدل میکنند آیا میشود که گوشهی چشمی هم به ما بیندازند.
۲. دَردَم نهفته بِه ز طبیبانِ مدعی - باشد که از خزانهی غیبم دوا کنند
معنی: همان بهتر که درد من از مدعیان طبابت پنهان بماند، به امید اینکه روزی از خزانهی غیب الهی دوا و شفا عنایت فرمایند.
۳. معشوق چون نقاب ز رخ درنمیکشد - هر کس حکایتی به تَصوّر چرا کنند؟
معنی: در حالی که معشوقه روپوش و نقاب از رخساره خود برنمیدارد چه لزومی دارد که هر کسی از روی پندار باطل چهرهی او را وصف کند.
۴. چون حُسنِ عاقبت نه به رندی و زاهدیست - آن بِه که کارِ خود به عنایت رها کنند
معنی: از آنجایی که عاقبت به خیری، نه به بزرگی و رندی و نه وارستگی ارتباط دارد، پس همان به که کار خود را به کرم و مصلحت خدا واگذاریم.
۵. بی معرفت مباش که در منیزیدِ عشق - اهلِ نظر معامله با آشنا کنند
معنی: خالی از شناخت حق و آگاهی عارفانه مباش که در معاملهی حراجی عشق صاحبنظران با معرفت با آشنایانِ عارف و پویندگانِ راهِ عشق، دادوستد میکنند.
۶. حالی درونِ پرده بسی فتنه میرود - تا آن زمان که پرده برافتد چهها کنند
معنی: اکنون که به پرهیزگاری و حفظ ظاهر شرع مقیدند فساد وآشوب پیشهی خود ساختهاند، اگر روزی قید و بند عفاف برداشته شود چهها که نمیکنند.
۷. گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار - صاحبدلان حکایتِ دل خوش ادا کنند
معنی: از این گفته و روایت من اگر سنگ به ناله درآید جای شگفتی نیست، زیرا اهل دل و صاحبدلان قصهی عشق را با سوز و گدازی موثر بیان میکنند.
۸. مِی خور که صد گناه ز اغیار در حجاب - بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند
معنی: شراب بنوش، زیرا صد گناه پنهان از چشم بیگانگان، بهتر از عبادتی است که از روی ریا و تظاهر انجام میشود.
۹. پیراهنی که آید از او بویِ یوسفم - ترسم برادران غَیورش قَبا کنند
معنی: ترسم از این است که پیراهنی را که از آن بوی یوسف به مشامم میرسد برادران حسودش از هم دریده و چاک چاک کنند.
۱۰. بگذر به کویِ میکده تا زُمرِهی حضور - اوقاتِ خود ز بهر تو صرفِ دعا کنند
معنی: از کوی میخانه و محلهی خرابات عبور کن تا حلقهی رندان به دعا کردن در حق تو بپردازند.
۱۱. پنهان ز حاسدان به خودم خوان که مُنعِمان - خیرِ نهان برایِ رضایِ خدا کنند
معنی: دور از چشم حسودان مرا بهسوی خود بخوان که نیکوکاران بخشایشگر هم، برای رضای خدا کار نیک را در پنهانی انجام میدهند.
۱۲. حافظ دوامِ وصل میسر نمیشود - شاهان کم التفات به حالِ گدا کنند
معنی: حافظ روزگار وصال و دیدار پیوسته جاوید و برقرار نیست و مانند التفاتِ شاهان به گدایان زودگذر و اندک است.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۱۹۶ دیوان حافظ:
ناامید نباش. دست روی دست گذاشتهای، در صورتی که باید خودت همت کنی و خداوند هم به تو کمک میکند. جفاپیشه نباش. کسی که فتنهها را بهپا کرده به زودی رسوا میشود. حسودان نمیگذارند تو به مراد دلت برسی. گاهی هم وقت خود را صرف عبادت کن تا رضای خداوند شامل حالت شود.
معنی برخی واژگان غزل:
کیمیا: علم شیمی، دانشی که با آن امکان تبدیل عنصر به نوع کاملتر متصور بوده و قدمای با تجربه در صدد تبدیل مس به طلا بودهاند و در این شعر منظور حافظ از (کیمیا کنند) طلا کنند، میباشد.
طبیبان مدعی: مدعیان طبابت، طبیبنمایان، کنایه از شاه نعمت الله ولی و در اصطلاح صوفیه به کسی گفته میشود که در حق خود دچار توهم شده و اظهاراتش منافی گفتار و رفتار اهل حق باشد.
خزانهی غیب: منبع فیوضات الهی و توفیقات ربانی که حضرت رسوال اکرم به منزلهی کلید آن خزانه است. منظور از خزانه، مخزنی است که در نزد متمکنین و سلاطین، محل نگهداری داروهای کمیاب و معجونهای مقوی و گرانبها و از دسترس همگان دور بوده است.
هر کس: اشخاص، کسان مختلف، افراد، در اینجا معنای هر کس، کسان یعنی از یک نفر بیشتر، افادهی معنا میکند و به همین دلیل (کنند) به دنبال آن آمده است.
حسن عاقبت: عاقبت به خیری.
عنایت: عنایتِ خداوندی، توجه، لطف و کرم ایزدی.
مَن یزید: چه کسی زیاد میکند، اصطلاح حراجی بهمعنای اینکه چه کسی زیادتر خریداری میکند و قیمت را بالاتر میبرد، حراجی.
مَن یزید عشق: در جراحی و مزایدهی عشق.
معرفت: شناسایی و در اصطلاح صوفیه شناخت و آگاهی که سالک بهدست آورده و او را به عارف تبدیل و مستعد طی مدارج عشق کرده باشد، مجموعه عوامل و آگاهیهای که سبب شناخت کامل چیزی شود.
اهل نظر: صاحبنظران، اشخاص خبره و با معرفت و آگاه به ماهیت چیزی.
آشنا: کسی که آشنایی و معرفت به شیء مورد نظر داشته باشد.
حالی: حالا، در حال حاضر.
درون پرده: پنهانی، دور از چشم.
حدیث: رویداد تازه، گفته و روایت.
اغیار: بیگانگان، نااهلان.
حجاب: پرده، پوشیده.
طاعت: عبادت.
قبا کردن: دریدن، چاک زدن.
به خودم خوان: بهسوی خود مرا بخوان و دعوت کن.
غیور: حسود، رشک بَرَنده.
مُنعِم: احسان کننده، نیکوکار، توانگر و مالدار.
دوامِ وصل: پیوستگی و استمرار دیدار و وصال محبوب.
التفات: توجه.
معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین





