غزل شماره‌ی ۱۹۷ دیوان حافظ: شاهدان گر دلبری زین سان کنند

غزل شماره‌ی ۱۹۷ دیوان حافظ: شاهدان گر دلبری زین سان کنند

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۱۹۷ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۱۹۷ - شاهدان گر دلبری زین سان کنند

 

۱. شاهدان گر دلبری زین سان کنند - زاهدان را رخنه در ایمان کنند
معنی: زیبا رویان، اگر بدین‌گونه دلبری کنند، در ایمان زاهدان رخنه خواهند نمود.

 

۲. هر کجا آن شاخِ نرگس بِشْکُفد - گُل‌رُخانَش دیده نرگس‌دان کنند
معنی: هر جا که آن شاخه گل نرگس بشکفد خوبرویان دیده‌ی خود را به گلدان گل نرگس مبدل سازند.

 

۳. ای جوانِ سَروقَد! گویی بِبَر - پیش از آن کز قامتت چوگان کنند
معنی: ای جوان بلند بالای راست اندام، پیش از آن‌که از قد تو چوگان منحنی بسازند (در میدان زندگی) گویی بزن (و توفیقی به‌دست آر).

 

۴. عاشقان را بر سرِ خود حُکم نیست - هر چه فرمانِ تو باشد آن کنند
معنی: عاشقان از خود اختیاری ندارند، هر چه تو بفرمایی همان کار را می‌کنند.

 

۵. پیشِ چشمم کمتر است از قطره‌ای - این حکایت‌ها که از طوفان کنند
معنی: این داستان‌ها که از توفان نوح نقل می‌کنند در پیش چشم (اشکبار) من از قطره‌ای کمتر است.

 

۶. یارِ ما چون گیرد آغازِ سَماع - قُدسیان بر عرش دست‌افشان کنند
معنی: آن‌گاه که محبوب ما به رقص و سماع برخیزد، فرشتگان آسمان در عرش به رقص و دست‌افشانی می‌پردازند.

 

۷. مردمِ چشمم به خون آغشته شد - در کجا این ظلم بر انسان کنند؟
معنی: مردمک چشم من از زیادی گریه خون‌آلود شد، در کجای دنیا بر انسان این همه ستم روا می‌دارند.

 

۸. خوش برآ با غصه، ای دل! کاَهلِ راز - عیشِ خوش در بوته‌ی هجران کنند
معنی: ای دل من، با غم و غصه بسوز و بساز و خوش باش، چرا که رازداران پرده‌ی غیب در هجران و دوری به عیش و خوشی می‌پردازند.

 

۹. سر مکش حافظ ز آهِ نیم‌شب - تا چو صبحت، آینه رخشان کنند
معنی: ای حافظ از ناله‌های نیمه‌شب دست برندار و منصرف مشو تا آینه‌ی دلت را به‌مانند روی صبح، روشن و تابناک سازند.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۱۹۷ دیوان حافظ:
غافل از حال خویش شده‌ای. تو جوانی پرشور هستی که از تو برای رسیدن به موفقیت استفاده می‌کنند و خودت از قافله عقب مانده‌ای. آن‌ها خیلی از تو پایین‌تر هستند. سعی کن تو هم عقب نمانی. ظلمی به تو شده که به خاطرش غصه می‌خوری، ولی خداوند جواب ظالمان را می‌دهد.

 

معنی برخی واژگان غزل:
شاهد: مشاهده کننده، ادای شهادت کننده و گواه، در اصطلاح فقهی: گواهی دهنده از روی یقین، در اصطلاح متکلمان: آن‌ها اصل را شاهد و فرع را غایب می‌دانند، در اصطلاح صوفیه: آن‌چه در دل حضور داشته و یاد آن را غالب باشد، در اصطلاح عرفا: به‌معنای حاضر آمده و گویند شاهد حق است به اعتبار حضور و ظهور، مرد یا زن نیکو روی و خوش صورت، معشوق و محبوب خوش صورت، حجت جمال حق تعالی.
شاخ نرگس: شاخه گل نرگس، کنایه از دلداری که چشمان او به‌مانند گل نرگس مخمور باشد.
بشکفد: سر درآورد، پیدا شود.
نرگسدان: گلدان گل نرگس.
گویی بِبَر: گویی از میدان رقابت بیرون ببر، توفیقی به‌دست بیاور.
از قامتت چوگان کنند: از قد راست تو، چوگان خمیده بسازند، کنایه از پیری و خمیدگی قد.
بر سر خود حکم نیست: اختیار سر خود را ندارند، سَرِ خود اختیاری ندارند، از خود اختیاری ندارند.
سماع: وجد و حالت مشایخ و صوفیان منفردا یا جمعا با آداب و تشریفاتی خاص.
قدسیان: فرشتگان بهشتی.
دست‌افشان کردن: رقصیدن همراه با حرکات موزون دست.
سر مَکَش: دست برندار، غفلت مکن، منصرف مشو.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری