غزل شماره‌ی ۲۰۲ دیوان حافظ: بود آیا که در میکده‌ها بگشایند

غزل شماره‌ی ۲۰۲ دیوان حافظ: بود آیا که در میکده‌ها بگشایند

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۲۰۲ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۲۰۲ - بود آیا که در میکده‌ها بگشایند

 

۱. بُوَد آیا که درِ میکده‌ها بگشایند؟ - گره از کارِ فروبسته‌ی ما بگشایند؟
معنی: آیا ممکن است که در میکده‌ها را گشوده، گره از کار فروبسته‌ی ما باز کنند؟

 

۲. اگر از بهرِ دلِ زاهدِ خودبین بستند - دل قوی دار که از بهرِ خدا بگشایند
معنی: اگر (عده‌ای) برای رضای خاطر زاهد خودخواه بستند، مطمئن باش که (عده‌ی دیگری) برای رضای خاطر خدا باز خواهند کرد.

 

۳. به صفایِ دلِ رندانِ صَبوحی‌زدگان - بس درِ بسته به مِفْتاحِ دعا بگشایند
معنی: سوگند به دل پاک و ضمیر روشن رندان که باده‌نوشان بامدادی چه بسیاری درهای بسته را با کلید دعا خواهند گشود.

 

۴. نامه‌ی تَعزیَتِ دختر رَز بِنْویسید - تا همه مُغبَچِگان زلفِ دوتا بگشایند
معنی: سوگ‌نامه‌ی شراب را بنویسید (و برخوانید) تا همه‌ی نوجوانان خادم میکده گیسوان دوتای خود را پریشان کنند.

 

۵. گیسوی چنگ بِبُرّید به مرگِ مِیِ ناب - تا حریفان همه خون از مژه‌ها بگشایند
معنی: در مرگ شراب، تارهای چنگ را ببرید تا هم‌پیاله‌ها، به‌جای اشک، خون از نوک مژه‌ها جاری کنند.

 

۶. درِ میخانه ببستند خدایا مپسند - که درِ خانه‌ی تزویر و ریا بگشایند
معنی: در میخانه را بستند. ای خدا راضی مشو که در (برابر آن) درِ خانه‌ی ریا و فریب‌کاری باز کنند.

 

۷. حافظ این خرقه که داری تو ببینی فردا - که چه زُنّار ز زیرش به دَغا بگشایند
معنی: حافظ، به‌زودی خواهی دید که از زیر این خرقه‌ی ریایی که بر تن داری چگونه با قهر و غلبه رشته‌ی زنار را باز می‌کنند (و بیرون می‌کشند).

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۲۰۲ دیوان حافظ:
اگر می‌خواهی درهای حاجت به رویت باز شود، از دروغ و ریا دوری کن. به صفای دلت و به‌خاطر دعاهایی که کرده‌ای درهای مراد به رویت گشوده شده و رقیبان و حسودان از ناراحتی خون گریه می‌کنند. نامه‌ای به‌دست تو خواهد رسید که عین مراد است. خداوند یار توست.

 

معنی برخی واژگان غزل:
بُوَد آیا: آیا امیدی هست، آیا ممکن است، آیا روزی می‌رسد.
خودبین: خودخواه، مغرور، متکبر.
به صفای دل رندان: سوگند به صفای دل رندان.
صبوحی زدگان: نوشندگان شراب بامدادی.
مفتاح: کلید.
نامه‌ی تعزیت دختر زر بنویسید: مرثیه‌ی نامه‌ی شراب را بنویسید، تعزیت نامه‌ی شراب را نوشته و اعلام عزدارای کنید.
حریفان: هم‌پیاله‌ها.
گیسوی چنگ: تارهای چنگ.
مغبچگان: بچه‌مغان، نوجوانان مغ میکده‌ها.
زلف دوتا بگشایند: زلف و گیسوی دو طرف سر خود را پریشان و دَرهَم کنند.
فردا: به زودی، فردای قیامت.
ببینی فردا: به زودی خواهی دید، در قیامت خواهی دید.
که چه زُنار: که چگونه زُنار.
به جفا: به قهر وغلبه.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری