غزل شماره‌ی ۲۷۹ دیوان حافظ: خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش

غزل شماره‌ی ۲۷۹ دیوان حافظ: خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۲۷۹ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۲۷۹ - خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش

 

۱. خوشا شیراز و وضعِ بی‌مثالش - خداوندا نگه دار از زَوالش
معنی: چه خوش و خوب و خرم است شیراز و وضع بی‌نظیر و مانندش! خداوندا از نابودی آن را دور نگاهدار.

 

۲. ز رکن آباد ما صد لوحش الله - که عمرِ خضر می‌بخشد زلالش
معنی: صد بار چشم بد از آب رکن‌آباد ما به دور باد که آب زلالش زندگانی جاوید می‌بخشد.

 

۳. میانِ جعفرآباد و مُصَلّا - عبیرآمیز می‌آید شِمالش
معنی: میان جعفرآباد و مصلی نسیمی معطر و با عنبر آمیخته، می‌وزد.

 

۴. به شیراز آی و فیضِ روحِ قدسی - بجوی از مردمِ صاحب کمالش
معنی: بیا و به شیراز و به برکت مصاحبت مردم با معرفت آن به جستجوی فیض حیات‌بخش روح القدس بپرداز.

 

۵. که نامِ قند مصری برد آنجا؟ - که شیرینان ندادند اِنفِعالش
معنی: چه کسی در این‌جا نام قند مصری به زبان آوَرد که شیرین دهنان او را شرمنده و پشیمان نکردند؟

 

۶. صبا زان لولیِ شنگولِ سرمست - چه داری آگهی؟ چون است حالش؟
معنی: ای باد صبا از آن کولی شاداب سرمست چه خبر داری؟ حالش چطور است.

 

۷. گر آن شیرین پسر خونم بریزد - دلا چون شیرِ مادر کن حلالش
معنی: ای دل، اگر آن شاهد شیرین کلام، خونِ مرا بریزد، از او درگذر و مانند شیر مادر خون مرا حلالش کن.

 

۸. مکن از خواب بیدارم خدا را - که دارم خلوتی خوش با خیالش
معنی: به خاطر خدا از این خواب خوش بیدارم مکن که با خیال او در خواب، بزمی نشاط‌انگیز دارم.

 

۹. چرا حافظ چو می‌ترسیدی از هجر - نکردی شُکرِ ایامِ وصالش؟
معنی: حافظ، تو که از دوری او در هراس بودی، چرا در ایام وصالِ او شاکر و سپاسگزار نبودی.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۲۷۹ دیوان حافظ:
قدر چیزها و کسانی را که در کنارتان بوده‌اند ندانسته و حالا بسیار پشیمانید. آن‌قدر عمرتان طولانی هست که دوباره همه چیز را جبران کنید. از دوستان با عقل و درایت خودتان کمک بگیرید. مال حلال به‌دست بیاورید، چون مال حرام زود از دست‌تان خارج می‌شود.

 

معنی برخی واژگان غزل:
خوشا: (شبه‌جمله) چه نیکوست، چه خوش و خرم است.
زوال: هلاک، نابودی.
رُکناباد: قنات رکن‌آباد که از دو فرسنگی شیراز از کو بَمو سرچشمه گرفته و هنوز هم جاری است.
لوحَشَ الله: لا اَوحَشُه الله، خداوند وحشت را از او دور دارد.
جعفرآباد: آبادی کوچکی در حومه‌ی شیراز.
مصلی: ناحیه‌ای که از آب رکن‌آباد مشروب می‌شده و زمین‌های حد فاصل آرامگاه حافظ و سعدی را شامل می‌شده و پس از درگذشت حافظ او را در گوشه‌ی مصلا به خاک سپردند.
عبیرآمیز: با عنبر آمیخته، معطر.
فیض: بهره.
روح قدسی: روح القُدُس، جان پاک، یکی از مراحل سه‌گانه. تثلیث مسیحیت یعنی (اَب ـ اِبن ـ روح القدس) روحی که به پیامبران و اولیاء الله اختصاص دارد.
قند مصری: نیشکر و قندی که از مصر به بلاد دیگر صادر می‌شده است.
انفعال: شرمندگی.
لولی: کولی، زن‌های بلند بالا و ظریف کولی از نژاد شیرازی.
شنگول: شاداب، زنده دل.
شیرین پسر: شاهد زیبا و شیرین حرکات.
خدا را: به‌خاطر خدا.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری