
وقتی میخواهند فیل را با هواپیما از جایی بهجای دیگر منتقل کنند، مثلا از هند به آمریکا، داخل قفسش چند تا جوجه میگذارند! بله، جوجههای کوچک! چرا؟ چون فیل با آن عظمتش، از ترس اینکه نکند روی جوجهها پا بگذارد، هیچ حرکتی نمیکند. همین باعث میشود در طول پرواز ثابت بماند و تعادل هواپیما حفظ شود. این اولین نشانه از جوانمردی و نجابت فیل است!
دانشمندان از رفتار فیلها آنقدر شگفتزده شدند که تحقیقات زیادی روی مغزش انجام دادند و فهمیدند که در مغز فیلها نوعی سلول عصبی نادر بهنام سلولهای دوکیشکل spindle cells وجود دارد. این همان نوع سلولی است که در مغز انسان نیز هست و مسئول آگاهی از خود، همدلی و درک اجتماعیست. یعنی بهزبان ساده، فیل فقط از نظر جسمی عظیم نیست، بلکه از نظر احساسی و رفتاری هم موجودی نجیب و متعادل است.
لئوناردو داوینچی نابغهی بزرگ و علاقهمند به علم حیوانات دربارهی فیل گفته بود: «فیل از راستی، خردمندی و اعتدال در خُلق و رفتار برخوردار است.» و در ادامه چنین توصیفش کرده بود: «با وقار وارد رودخانه میشود و خودش را میشوید، انگار دارد از هر آلودگی پاک میشود. اگر انسانی گم شده ببیند، با مهربانی راه درست را به او نشان میدهد. همیشه در گروههای منظم حرکت میکند و رهبری مشخص دارند. حیای خاصی دارد، فقط شبها و دور از گله جفتگیری میکند و بعد از آن خودش را شستوشو میدهد، قبل از اینکه به جمع برگردد. اگر در مسیرش به گلهای از حیوانات برسد، با خرطومش آنها را به آرامی کنار میزند تا مبادا پای کسی له بشود.»
«و از همه شگفتانگیزتر اینکه وقتی فیل حس کند زمان مرگش نزدیک شده است، گله را ترک میکند و بهجایی دور میرود تا تنها بمیرد. چرا؟ چون نمیخواهد کسی، مخصوصاً فیلهای کوچکتر، صحنهی مرگش را ببینند و ناراحت شوند. عزتنفس، رحمت و جوانمردی سه ویژگیای که بهسختی میتوانی آنها را حتی در میان انسانها پیدا کنی.»
اگر بخواهم میان فیل و انسان مقایسه کنیم باید چنین بنویسیم:
انسان، با تمام ادعای عقل و تمدن، گاهی در قساوت از هر موجودی پیشی میگیرد.
- فیل، با آن جسم عظیم و قدرت شگرف، هیچگاه از نیروی خود برای ظلم استفاده نمیکند. اما انسان، با دستانی کوچک و مغزی بزرگ، زمین را پر از ویرانی کرده است.
- فیل، وقتی میبیند موجودی ضعیفتر در مسیرش است، با ملایمت کنار میکشد تا آسیبی نبیند. اما انسان، برای منفعت، پا روی قلب دیگران میگذارد، بیآنکه حتی لحظهای درنگ کند.
- فیل، وقتی احساس مرگ میکند، از قافله جدا میشود تا کسی رنج دیدن مرگش را نکشد. اما انسان، بارها دیده شده که از مرگ و رنج دیگران لذت میبرد، فیلم میگیرد و منتشر میکند.
- فیل، اگر یارش کشته شود، روزها کنار جسدش میایستد و میگرید. اما انسان، جنگها به پا میکند، خون میریزد، و بعد برای کشتگانش فقط عدد مینویسد؛ بینام، بیچهره، بیاحساس.
شاید فیلها عقل فلسفی نداشته باشند، اما دل دارند. و شاید انسان مغزش از هزار فیل بزرگتر باشد، اما گاه دلش از سنگ سردتر است. در جهانی که حیوان، با غرایز سادهاش، هنوز مفهوم رحمت و وفا را میفهمد، و انسان، با علم و دین و هنر، هنوز در خونریزی و بیرحمی سرآمد است. آیا وقت آن نرسیده از فیلها درس انسانیت بیاموزیم؟!
نگاره: Donnaliu (freepik.com)
گردآوری: فرتورچین





