
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۴۲ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۴۲ - حال دل با تو گفتنم هوس است
۱. حالِ دل با تو گفتنم، هوس است - خبرِ دل شِنُفتَنَم، هوس است
معنی: آرزو دارم سرگذشت دل را با تو در میان نهاده و از دل تو خبری بشنوم.
۲. طَمَعِ خام بین که قِصهی فاش - از رقیبان نَهُفتَنَم، هوس است
معنی: خواهش بیجا را ببین که آرزو دارم داستان سرآوازه شدهی خود را از رقیبان پنهان نگاه دارم.
۳. شبِ قدری چنین عزیزِ شریف - با تو تا روز خُفتنم، هوس است
معنی: در شبی که چون شب قدر برای من عزیز و شریف است آرزو دارم که با تو تا روز در بستر به سر برم.
۴. وه که دُردانهای چنین نازک - در شبِ تار سُفتنم، هوس است
معنی: (و) در گوهر بکری چون پیکر ظریف و خوشاندام تو در دل شب تصرف و نفوذ حاصل کنم.
۵. ای صبا امشبَم مَدَد فرمای - که سحرگه شکفتنم، هوس است
معنی: این نسیم صبا امشب به من کمک کن تا در کار خود موفق شده و سحرگاه خندان و شکوفا باشم.
۶. از برای شَرَف به نوُکِ مژه - خاکِ راهِ تو رفتنم، هوس است
معنی: آرزو دارم برای کسب شرف و افتخار خاک راه تو را با مژگان خود برویم.
۷. همچو حافظ به رَغمِ مُدَعیان - شعرِ رندانه گفتنم، هوس است
معنی: حافظ! علی رغم دشمنان و حسودان آرزو دارم که همیشه مانند این غزل، اشعار رندانه بگویم.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۴۲ دیوان حافظ:
بیش از این طمع نکن، چون حریفان از تو پیشی میگیرند. بر مبنای هوی و هوس کاری را انجام نده، چون عاقبت خوشی در پی ندارد. آن مرادی که مدتهاست دنبالش میگردی به زودی خواهی یافت. انسانیت و شرف خود را در گرو این کار نگذار.
معنی برخی واژگان غزل:
حال دل: سرگذشت دل، خبردل.
طمع خام: تقاضای بیمورد و ناممکن، توقع بیجا.
قصهی فاش: راز آشکار شده.
رقیب: مراقب و دربان و در اینجا بهمعنای طرف و مدعی عشق است.
شب قدر: شبی که در نیمهی سوم ماه رمضان واقع و در آن شب تمام قرآن یکجا بر سینهی پیامبر نازل شد و در اصطلاح صوفیان شبی که در دل سالک وصال به حق تجلی میکند و معنای ظاهری آن شب شریف و گرانقدر.
دردانه: دانهی در، دانهی مروارید، کنایه از دلبری نازنین و شریف.
نازک: ظریف، خوشاندام.
سفتن: سوراخ کردن.
شکفتن: باز شدن گل، کنایه از شکوفا شدن، خندان و شادان شدن.
شرف: بلندی مقام و جاه.
رغم: برخلاف، به کوری چشم، در اصل لغت به معنای دماغ کسی را بر خاک مالیدن.
مدعی: داعیهدار بیمایه، کنایه از دشمن و رقیب عشق.
رندانه: زیرکانه، ایهامدار، دو پهلو.
برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین





