غزل شماره‌ی ۱۰۱ دیوان حافظ: شراب و عیش نهان چیست کار بی‌بنیاد

غزل شماره‌ی ۱۰۱ دیوان حافظ: شراب و عیش نهان چیست کار بی‌بنیاد

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۱۰۱ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۱۰۱ - شراب و عیش نهان چیست کار بی‌بنیاد

 

۱. شراب و عیش نهان چیست؟ کارِ بی‌بنیاد - زدیم بر صفِ رندان و هر چه بادا باد
معنی: در پنهانی شراب نوشیدن و عیش کردن چه کاری است؟ کاری بی‌اساس. هر چه باداباد خود را در صف رندان جا زدیم (و علنا به باده‌گساری و عیش پرداختیم).

 

۲. گره ز دل بگشا وز سپهر یاد مکن - که فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد
معنی: دلتنگی مکن و گرفتگی دل را باز کن و نکوهش چرخ مکن که تدبیر هیچ منجم مشکل غم و غصه را حل نکرده است.

 

۳. ز انقلابِ زمانه عجب مدار که چرخ - از این فسانه هزاران هزار دارد یاد
معنی: از دگرگونی اوضاع روزگار شگفت‌زده مشو که این جهان هزاران از این رویدادها به یاد دارد.

 

۴. قدح به شرطِ ادب گیر زان که ترکیبش - ز کاسه‌ی سرِ جمشید و بهمن است و قباد
معنی: پیمانه‌ی شراب را با ادب و احترام تمام در دست نگهدار چرا که آن از خاک سر جمشید و بهمن و قباد ساخته و پرداخته شده است.

 

۵. که آگه است که کاووس و کی کجا رفتند؟ - که واقف است که چون رفت تخت جم، بر باد؟
معنی: چه کسی می‌داند که کیکاووس و کیقباد کجا رفتند و چه کسی به درستی آگاه است که تخت جمشید چگونه از میان رفت.

 

۶. ز حسرتِ لبِ شیرین هنوز می‌بینم - که لاله می‌دمد از خونِ دیده‌ی فرهاد
معنی: هنوز می‌بینم که از حسرت کام گرفتم از لب شیرین، از خاک و خون دیده‌ی فرهاد لاله سرخ می‌روید.

 

۷. مگر که لاله بدانست بی‌وفاییِ دهر - که تا بزاد و بِشُد، جامِ می ز کف نَنَهاد
معنی: گویی لاله از بی‌وفایی روزگار آگاهی داشت که از هنگام سر بر زدن تا سر فرو هشتم جام باده‌ی گلگون از دست فرو نگذاشت.

 

۸. بیا بیا که زمانی ز می خراب شویم - مگر رسیم به گنجی در این خراب آباد
معنی: بیا بیا که لحظاتی چند از شراب مست و از خود بی‌خود و خراب شویم، شاید که در این دنیای خراب به گنج (معرفتی) دست یابیم.

 

۹. نمی‌دهند اجازت مرا به سِیرِ سفر - نسیمِ بادِ مُصَلّا و آبِ رُکن آباد
معنی: وزش ملایم نسیم مصلا و آب رکن‌آباد به من اجازه‌ی گردش و مسافرت نمی‌دهند.

 

۱۰. قدح مگیر چو حافظ مگر به ناله‌ی چنگ - که بسته‌اند بر ابریشمِ طرب دلِ شاد
معنی: مانند حافظ جز با نوای موسیقی چنگ، شراب منوش چرا که دل شاد را با رشته‌ی ابریشم شادی‌آفرین چنگ به هم بسته‌اند.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۱۰۱ دیوان حافظ:
در رویا و خیال‌پردازی‌ها غرق شده‌ای. آرزوهایت تمامی ندارد و دور و دراز است. وقت گران‌مایه‌ی خود را تلف می‌کنی. هیچ‌کس آن‌قدر عمر نمی‌کند که به تمام آرزوهایش برسد. پس همین چند صباحی را که زنده هستی از زندگیت لذت ببر. آن‌چه از زندگی که باید قسمتت باشد حتما به تو خواهد رسید.

 

معنی برخی واژگان غزل:
زدیم بر صف رندان و هر چه باداباد: خود را در صف رندان جا زدیم، هر چه باداباد. هر چه پیش آید خوش آید.
گره ز دل بگشا: دلتنگی مکن.
وز سپهر یاد مکن: و نکوهش چرخ مکن.
که فکر هیچ مهندس...: که تدبیر هیچ مهندس منجم، مشکل غم و غصه را حل نکرده است.
انقلاب: زیر و رو شدن، تحول و تغییر، آشوب، دگرگونی.
قدح: کاسه‌ی بزرگ، پیمانه‌ی شراب.
واقف: آگاه.
بهمن: پسر اسفندیار و جانشین او.
مگر: مثل این‌که، کانه، همانا، گویا، شاید.
ز می خراب شویم: مست لایعقل شویم و در اصطلاح صوفیه مستغرق شدن در سُکر.
خراب‌آباد: (استعاره) اشاره به این دنیا.
مصلی: جای نماز، عیدگاه، و مصلای شیراز فضا و گردشگاهی بوده که آرامگاه حافظ در آن واقع است.
آب رکن‌آباد: چشمه‌ی رکن‌آباد که سرچشمه‌ی آن کوه‌های الله اکبر شیراز است و هنوز جاری است.
ابریشم طرب: کنایه از ابریشم تابیده‌ای است که به‌جای سیم به چنگ می‌بسته‌اند و اضافه‌ی تشبیهی است و کنایه از لطافت طرب دارد.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری