غزل شماره‌ی ۱۰۹ دیوان حافظ: دیر است که دل‌دار پیامی نفرستاد

غزل شماره‌ی ۱۰۹ دیوان حافظ: دیر است که دل‌دار پیامی نفرستاد

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۱۰۹ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۱۰۹ - دیر است که دل‌دار پیامی نفرستاد

 

۱. دیر است که دل‌دار پیامی نفرستاد - ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد
معنی: دیر زمانی است که پیامی از محبوب نرسیده، کلامی ننوشته و سلامی نفرستاده است.

 

۲. صد نامه فرستادم و آن شاهِ سواران - پیکی نَدوانید و سلامی نفرستاد
معنی: (با این‌که) چندین نامه برایش نوشته و فرستاده‌‌ام، این شهسوار نه قاصدی روانه کرد و نه احوالی از ما پرسید.

 

۳. سویِ منِ وحشی‌صفتِ عقل‌رمیده - آهو رَوشی، کبک خرامی نفرستاد
معنی: (و) به جانب من مردم‌گریز و مهار خرد از دست داده، قاصدی تیز تک چون آهو و خوشخرام چون کبک روانه نکرد.

 

۴. دانست که خواهد شُدنم مرغِ دل از دست - وز آن خطِ چون سلسله دامی نفرستاد
معنی: (با آن‌که) می‌دانست که مرغ دلم از دست‌ رها خواهد شد، از زنجیر دست‌خط خود  برای آن مرغ پایبندی نفرستاد.

 

۵. فریاد که آن ساقیِ شِکَّر لبِ سرمست - دانست که مخمورم و جامی نفرستاد
معنی: فریاد که آن ساقی مست مغرور شیرین لب از خماریم آگاه بود و جامی به من حواله نکرد.

 

۶. چندان که زدم لافِ کرامات و مقامات - هیچم خبر از هیچ مقامی نفرستاد
معنی: هر چقدر هم که از کاربری‌ها و هنرنمایی‌های خود داد سخن دادم باز از هیچ مقامی از او خبری نرسید.

 

۷. حافظ به ادب باش که واخواست نباشد - گر شاه پیامی به غلامی نفرستاد
معنی: حافظ ادب را مراعات کن. اگر شاه برای غلامی پیامی نفرستاد جای بازخواست و اعتراض نیست.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۱۰۹ دیوان حافظ:
از انتظار خسته شده‌اید. منتظر جواب ثانیه‌شماری می‌کنید. باز هم شانس خود را محک بزنید. برای رسیدن به جواب به کسی دروغ نگویید، چون مشت شما باز می‌شود. متوسل به حیله نشوید. صبر داشته باشید. انشاالله جواب خواهید گرفت.

 

معنی برخی واژگان غزل:
دیر است: مدتی است، دیر زمانی است.
شاه سواران: شهسوار، سوارکار بی‌مانند، کنایه از لقب شاه‌شجاع (ابوالفوارس) که توسط مادرش به او داده شده و به این کنیه مشهور خاص و عام بود.
ندوانید: نفرستاد، (صفت طی طریق سریع از ویژگی‌های پیک و قاصد خوب بوده است).
وحشی صفت: مردم‌گریز، گوشه‌گیر.
عقل رمیده: مهار عقل از دست داده.
خط چون سلسله: دست‌خطی که به‌مانند زنجیر سبب پایبندی و قرار دل می‌شود.
سرمست: سرخوش، مغرور، مست و مغرور.
مخمور: در حالت خماری.
کرامات: جمع کرامت، بزرگواری‌ها، بخشندگی‌ها و در اصطلاح صوفیه انجام کارهای خارق‌العاده است که از مردان حق و اولیاء‌الله ممکن است سر بزند.
مقامات: جمع مقام، عنوان‌ها و سمت‌ها، و در اصطلاح صوفیه به مراحل سیروسلوک مانند مقام توکل، مقام رضا گفته می‌شود.
واخواست: اعتراض، بازخواست، مطالبه.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری