غزل شماره‌ی ۲۰۳ دیوان حافظ: سال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بود

غزل شماره‌ی ۲۰۳ دیوان حافظ: سال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بود

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۲۰۳ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۲۰۳ - سال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بود

 

۱. سال‌ها دفترِ ما در گرو صَهبا بود - رونقِ میکده از درس و دعایِ ما بود
معنی: سالیانی دراز دفتر و کتاب ما پیوسته در گرو شراب بود و چنین بود  که کار میکده به سبب درس‌خوانی و گرو نهادن کتاب درسی ما رونق داشت.

 

۲. نیکیِ پیرِ مغان بین که چو ما بدمستان - هر چه کردیم به چشمِ کَرَمَش زیبا بود
معنی: گذشت و جوانمردی پیر می فروش را بنگر که ما بدمستان هر چه کردیم با دیده‌ی بخشایش و کرم و بردباری نگریست.

 

۳. دفترِ دانش ما جمله بشویید به مِی - که فلک دیدم و در قصدِ دلِ دانا بود
معنی: کتاب دانش ما را با شراب شسته و از دفتر ضمیر ما معلومات فرا گرفته را با شراب بزدایید که از گردش روزگار بر من معلوم شد که این فلک در اندیشه‌ی آزار دادن دل خردمندان است.

 

۴. از بتان آن طلب ار حسن شناسی ای دل - کاین کسی گفت که در علمِ نظر بینا بود
معنی: ای دل، اگر ادعای زیبایی شناسی داری، در دلبران به جستجوی آن لطیفه‌ی نهانی که سبب جذابیت است باش و این نکته را کسی گفت که در جمال شناسی کارکُشته بود.

 

۵. دل چو پرگار به هر سو دَوَرانی می‌کرد - و اندر آن دایره سرگشته‌ی پابرجا بود
معنی: دل به‌مانند پرگار، دایره‌وار به گرد خود می‌گردید و در آن دایره به‌مانند شاخه‌ی ثابت پرگار در جای خود پابرجا و سرگردان بود.

 

۶. مُطرب از دَردِ محبت عملی می‌پرداخت - که حکیمانِ جهان را مژه خون پالا بود
معنی: نوازنده‌ی موسیقی، آهنگی را درباره‌ی دردِ عشق می‌نواخت چنان‌که از مژه‌ی حکیمان ( که عشق را باور ندارند) به جای اشک خون می‌تراوید.

 

۷. می‌شکفتم ز طرب زان که چو گُل بر لبِ جوی - بر سرم سایه‌ی آن سروِ سَهی بالا بود
معنی: از شادی شکفته و شادان می‌شدم چرا که مانند گلی که بر لب جوی و در زیر سایه‌ی سروی باشد، سایه لطیف آن بالا بلند بر سرم بود.

 

۸. پیرِ گلرنگِ من اندر حقِ اَزْرَق‌پوشان - رخصتِ خُبث نداد ار نه حکایت‌ها بود
معنی: پیر و استاد عارف گلرنگ من اجازه‌ی پرده‌دری و معامله به‌مثل به من نداد وگرنه گفتنی‌های زیادی داشتم که در پاسخ ازرق‌پوشان بازگویم.

 

۹. قلبِ اندوده‌ی حافظ بَرِ او خرج نشد - کاین مُعامِل به همه عیبِ نهان بینا بود
معنی: سکه‌ی تقلبی دل حافظ مورد خاطر آن معشوق قرار نگرفت زیرا طرف معامله به همه‌ی عیب‌های نهانی آن آگاهی داشت.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۲۰۳ دیوان حافظ:
به خودت شک داری. آن‌چه را که در دست داری ارضایت نمی‌کند. فکر می‌کنی همگان می‌خواهند به تو لطف کنند و از روی ترحم جواب سلامت را می‌دهند. از سرگردانی خسته شده‌ای. آرزوهای زیادی داری. این‌قدر خود را کوچک نشمار. خدا از نیات قلبی تو آگاه است و باز هم یاری‌ات می‌کند.

 

معنی برخی واژگان غزل:
دفتر: کتاب جزوه، یادداشت اشعار و متون درسی.
صهبا: شراب انگوری، مونث اَصهَب.
رونق: رواج.
پیر مغان: پیر میکده.
دفتر دانش ما جمله بشویید: دفتر و کتاب محتوی دانش ما را با شراب بشویید. نوشانیدن می به معلومات و دانش ما را از خاطرمان بزدایید.
به می آن، طلب: حالت کیفیت بخواه، نمک و چاشنی که سبب جذابیت و گیرندگی می‌شود طلب کن.
حسن شناس: زیبایی شناس، جمال پرست.
علم نظر: جمال شناس بودن، علم زیبایی شناسی، که از جمال انسانی به جمال الهی منجر شود.
سرگشته‌ی پا برجا: شاخه‌ی ثابت پرگار که در یک نقطه‌ی ثابت و با گردش شاخه‌ی دیگر و ترسیم دایره، در جای خود یک دور به دور خود می‌گردد.
عملی می‌پرداخت: عملی را ابداع می‌کرد، ترکیب آهنگی را عملی می‌کرد، آهنگی می‌نواخت.
حکیمان جهان: عقلا و فلاسفه‌ی دنیا، کنایه از مخالفان عشق.
خون پالا: خون پالاینده، خون تراوش کننده.
سهی: کشیده قامت، راست.
پیر گلرنگ: لقبی که مردم شیراز به عارفی وارسته و شیخ الشیوخ زمان حافظ که در مسجد جامع شیراز به کار وعظ مشغول بود و صورتی چون گل قرمز و محاسنی سفید داشت داده بودند و به آن نام مشهور بود و حافظ پای وعظ او می‌نشست.
ازرق‌پوشان: کبودپوشان.
خبث: بدخواهی، کینه‌توزی، تفتین.
حکایت‌ها بود: گفتنی‌ها زیاد بود.
قلبِ اندوده: سکه‌ی تقلبی به طلا اندوده.
بر او: پیش او، توسط او.
معامل: طرف معامله.
بینا: آگاه، مطلع.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری