غزل شماره‌ی ۲۰۵ دیوان حافظ: تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود

غزل شماره‌ی ۲۰۵ دیوان حافظ: تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۲۰۵ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۲۰۵ - تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود

 

۱. تا ز میخانه و مِی نام و نشان خواهد بود - سرِ ما خاکِ رَهِ پیرِ مُغان خواهد بود
معنی: تا آن زمان که از می و میخانه اثر و نشانه‌ای برجاست، سر خاکسار ما به‌مانند خاکِ راه، زیر پای پیر میکده جای خواهد داشت.

 

۲. حلقه‌ی پیرِ مغان از ازلم در گوش است - بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود
معنی: از روز ازل حلقه‌ی ارادت و بندگی پیر میخانه را در گوش خود دارم. ما بر همان قول و قراری که از روز ازل نهاده‌ایم برقرار و بر همان باقی خواهیم بود.

 

۳. بر سرِ تربتِ ما چون گذری همّت خواه - که زیارتگَهِ رِندانِ جهان خواهد بود
معنی: آن‌گاه که گذارت بر خاک آرامگاه ما افتد کمال آرزوهایت را درخواست کن، زیرا تربت ما زیارتگاه مردم آزاده‌ی جهان خواهد بود.

 

۴. برو ای زاهدِ خودبین که ز چشمِ من و تو - رازِ این پرده نهان است و نهان خواهد بود
معنی: ای زاهد پیش پابین دست بردار که اسرار نهانی و راز افرینش از چشم من و تو پنهان است و همچنان پوشیده خواهد ماند.

 

۵. تُرکِ عاشق‌کُشِ من مست برون رفت امروز - تا دگر خونِ که از دیده روان خواهد بود
معنی: محبوب ترک‌نژاد من که به عاشق خود رحم ندارد، امروز مست از خانه بیرون رفت تا ببینم که باز خونابه از دیده‌ی کدام عاشق بی‌قراری جاری می‌شود.

 

۶. چشمم آن دَم که ز شوقِ تو نَهَد سر به لَحَد - تا دَمِ صبحِ قیامت نگران خواهد بود
معنی: شبی که به شوق دیدار تو سر بر خاک گور خود نهم تا بامداد روز قیامت چشمان بازم نگران باقی خواهند بود.

 

۷. بختِ حافظ گر از این گونه مدد خواهد کرد - زلفِ معشوقه به دستِ دگران خواهد بود
معنی: این‌گونه که بخت و اقبال حافظ سر ناسازگاری دارد (روز قیامت هم) زلف معشوق من در دست دیگران خواهد افتاد.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۲۰۵ دیوان حافظ:
فکر می‌کنید وضعیت شما تغییرناپذیر است و این مسئله باعث دل سردی‌تان شده است. از یکنواختی خسته شده‌اید. می‌ترسید که آینده را نتوانید بسازید. ناامید نباشید، این کار به‌دست خودتان حل می‌شود. همت کنید و زندگی‌تان را بسازید.

 

معنی برخی واژگان غزل:
خاک ره: خاک راه، به‌مانند خاک راه، پست و ناچیز مانند خاک زیر پا.
حَلقَه: هر چیز مدور به‌شکل دایره اعم از آهن و نقره و فلزات دیگر، طوق، دایره‌ی مردم که به‌صورت مدور مجتمع شده باشند و نام طوق و گردنبند حیوانات.
حلقه در گوش: کنایه از فرمانبرداری و بندگی و چاکری.
همت خواه: غایت و کمال آرزوهایت را درخواست کن.
خودبین: خودخواه و مغرور و متکبر.
ترک: تُرک‌نژاد، کنایه از معشوق و محبوب.
لحد: خاک گور.
نگران: در حال نگریستن، چشم انتظار، مردد و امیدوار، مضطرب.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری