غزل شماره‌ی ۲۰۶ دیوان حافظ: پیش از اینت بیش از این اندیشه‌ی عشاق بود

غزل شماره‌ی ۲۰۶ دیوان حافظ: پیش از اینت بیش از این اندیشه‌ی عشاق بود

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۲۰۶ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۲۰۶ - پیش از اینت بیش از این اندیشه‌ی عشاق بود

 

۱. پیش از اینَت بیش از این اندیشه‌ی عُشّاق بود - مِهرورزیِ تو با ما شُهره‌ی آفاق بود
معنی: در گذشته پیش از این به فکر و یاد عاشقان بودی و پیوند گرم و مهر و محبت تو با ما، در سراسر گیتی مشهور بود.

 

۲. یاد باد آن صحبتِ شب‌ها که با نوشین لبان - بحثِ سِرِّ عشق و ذکرِ حلقه‌ی عُشّاق بود
معنی: هرگز فراموش مباد آن همنشینی شب‌هایی که با شیرین لبان به گفتگو درباره‌ی راز عشق و اسرار مجالس عاشقان سپری می‌شد.

 

۳. پیش از این کاین سقفِ سبز و طاقِ مینا بَرکِشند - مَنظَرِ چشمِ مرا ابرویِ جانان طاق بود
معنی: پیش‌تراز این‌که این آسمان کبود و سقف نیلی‌فام سپهر را برپا کنند ابروی معشوق، مانند سقفی، بازدارنده‌ی دیدار چشم من در انحنای خود بود.

 

۴. از دَمِ صبحِ ازل تا آخرِ شامِ ابد - دوستی و مِهر بر یک عهد و یک میثاق بود
معنی: از آغاز بامداد روز بی‌ابتدای سرنوشت تا پایان شام ابدیت، مهر و محبت بر یک پیمان استوار و ثابت قرار داشته و دارد.

 

۵. سایه‌ی معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد؟ - ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود
معنی: اگر سایه‌ی لطف معشوق بر سر عاشق افتاد جای شگفتی نیست، ما به او نیاز داشتیم و او نیز به ما تمایل داشت.

 

۶. حُسنِ مَه رویانِ مجلس گرچه دل می‌بُرد و دین - بحثِ ما در لطفِ طبع و خوبیِ اخلاق بود
معنی: هرچند زیبایی ماهرویان مجلس دل و دین ما را می‌برد باز گفتگوی ما در اطراف مزایای خوش‌طبعی و نکوخویی دور می‌زد.

 

۷. بر درِ شاهم گدایی نکته‌ای در کار کرد - گفت بر هر خوان که بِنْشَستَم خدا رزّاق بود
معنی: بر در خانه‌ی شاه، گدایی لطیفه و سخن بکری با من در میان گذاشت. گفت بر سر هر سفره‌ای که نشستم دریافتم که روزی دهنده‌ی اصلی خداست.

 

۸. رشته‌ی تسبیح اگر بُگْسَست معذورم بدار - دستم اندر دامنِ ساقیِ سیمین ساق بود
معنی: مرا ببخش اگر بند تسبیحی که در دست داشتم پاره شد! زیرا دست من در بازوی ساقی با ساق بلورین و سفید حلقه شده بود!

 

۹. در شبِ قدر ار صَبوحی کرده‌ام، عیبم مکن - سرخوش آمد یار و جامی بر کنارِ طاق بود
معنی: بر من خورده مگیر که چرا در سحرگاهان شب قدر شراب بامدادی نوشیده‌ام زیرا یار بی‌خبر و با حالت نشاط و سرخوشی از در درآمد جام شرابی هم در کنار تاقچه‌ی اطاق موجود بود.

 

۱۰. شعرِ حافظ در زمانِ آدم اندر باغِ خُلد - دفترِ نسرین و گُل را زینتِ اوراق بود
معنی: از آن زمان که حضرت آدم در بهشت بود، شعر حافظ برای زینت بر برگ‌های گل نسرین و گل سرخ نوشته شده بود.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۲۰۶ دیوان حافظ:
ناراحت و افسرده نباش و این‌قدر فکر گذشته را نکن. فکر این باش به عهد و پیمانی که بسته‌ای عمل کنی. به دنبال کسب روزی باش که خداوند هر آن‌چه را که بخواهی از مال و دولت به تو می‌بخشد. فعلا نمی‌توانی به عهدی که بسته‌ای عمل کنی، ولی سعی خودت را می‌کنی. این سعی و کوشش تو را به سر منزل مقصود می‌رساند.

 

معنی برخی واژگان غزل:
پیش از اینت: پیش از این، تو را.
شهره‌ی آفاق: زبانزد همگان، مشهور جهان.
اندیشه: فکر و تدارک، فکر و تدبیر و چاره‌جویی.
صحبت: مصاحبت، معاشرت، مجالست، همنشینی.
حلقه‌ی عشاق: گردهمایی عاشقان.
بحث: مباحثه، گفتگو.
لطف طبع: سبک‌روحی، نرم‌خویی، نکوخویی، خوش اخلاقی.
سقف سبز: گنبد سبز اخضر، کنایه از آسمان.
طاق مینا: طاق مینایی، گنبد نیلگون، کنایه از آسمان، سقف سپهر.
منظر: دیدگاه، نظرگاه.
از دم صبح ازل: از آغاز بامداد روز بی‌ابتدای سرنوشت‌ساز نخستین.
تا آخر شام ابد: تا پایان شام جاودانگی.
میثاق: پیمان استوار، عهد ثابت و پابرجا.
رشته: نخ، بند، ریسمان نازک.
ساعد: بازو.
سیمین ساق: پاهای سفید نقره‌ای.
شب قدر: یکی از شب‌های فرد نیمه‌ی دوم ماه رمضان که قرآن یک‌جا بر قلب پیامبر اسلام نازل شد.
صبوحی کرده‌ام: شراب بامدادی نوشیده‌ام.
بر کنار طاق بود: در گوشه‌ی رف و تاقچه زیر سقف جای داشت.
نکته‌ای در کار کرد: لطیفه و سخن موثری بر زبان راند.
خوان: سفره‌ی طعام.
رزاق: روزی دهنده.
زمان آدم: آن زمان که حضرت آدم در بهشت می‌زیست.
باغ خلد: باغ جاویدان، کنایه از بهشت.
اوراق: ورق‌ها، برگ‌ها.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری