
روزی روزگاری جاقادوزی (لحافدوزی) جرجیق (کمان) پنبهزنی خود را برداشت و گرد خانهها به راه افتاد و فریاد میزد: «های لحافیه، های لحافیه، جاقا میدوزیم، پنبه میزنیم.»
بانوی خانهداری او را صدا زد و جاقادوز وارد خانه شد. زن یکی دو تا گونی پنبه و پشم که از داخل متکاها و لحافها بیرون آورده بود و به هم چسبیده شده بود آورد و ریخت جلو پنبهزن. پنبهزن جرجیق خود را غلاف کشید و مشغول زدن پنبهها شد: « پیک پیک پنبه، پیک پیک پنبه.»
مرتب پنبه میزد، مثل تار ابریشم و چون صبحانه و ناهار مرتب و خوبی به او میدادند، بدین منوال کار خوب پیش میرفت.
روز اول و دوم گذشت. اما زن صاحبکار که دیگه از درست کردن غذای چرب و نرم خسته شده بود با خودش فکری کرد: «یعنی چه؟ برای یک پنبهزن چه کسی این تشریفات را داده؟ خوراک یک جاقادوز باید یک چک (چارک) دوغ یا کشک او (آب) باشد. منو ببین که چقدر بیعقلم که هر چه پول داشتم برای این پنبهزن خرج کردم. از این به بعد ظهر به او، او دوغ میدم، شب هم کشک او.»
از آن طرف پنبهزن که مرتب پنبه میزد دید امروز برخلاف دو روز پیش از چای و شربت خبری نیست و زن صاحبکار هم در خانه نیست. نزدیک ظهر شد و زن آمد و تقی در را به هم زد و گفت: «هرجا گشتم گوشت گیرم نیمه.»
کاسهای پر از دوغ کرد و قدری هم پونهی خشکه روی آن ریخت و با یک پیاز و یک دانه خیار و چند تا نون خشک که توی بقچهای گذاشته بود پیش پنبهزن آورد. پنبهزن هم هیچ صدایش درنیامد. دوغ و نان خشک که را خورد و به امید غذای چرب و نرم شب مشغول کار شد. شب که شد زن دوباره مقداری پیاز و کشک او جلو او گذاشت. پنبهزن قدری خورد و سفره را کنار گذاشت و گفت: «تا ببینم ناشتایی چی میاره.»
صبح که شد دید یک نون خشک دغاقه برایش آورد. پنبهزن دید زن بهکلی عوض شده. جرجیقش را بهدست گرفت و شُلان شُلان (آهسته آهسته) مشغول زدن پنبه شد: «جرجیق جرجیق پنبه، جرجیق جرجیق پنبه.»
زن دید پنبهزن خیلی کارش عقب افتاده و مثل دو روز پیش کار نمیکند. پیش پنبهزن رفت و گفت: «تو که روز پیش خوب کار میکردی؟ چطور شد که یکباره کارت عوض شد؟»
پنبهزن گفت: «خانم تو که روز پیش غذای خوب خوب میدادی، چطور شد که یکباره عوض شدی؟ نمیدانستی که به نرخ دوغت میزنم پنبه؟»
هرگاه صاحبکاری بیشتر از مزدی که به کارگرش میدهد از او چشمداشت کار داشته باشد و به او اعتراض کند، کارگر این ضرب المثل را بهکار برده و میگوید: «استاد به نرخ دوغت میزنم پنبه.»
نگاره: Commons.wikimedia.org
گردآوری: فرتورچین





