داستان کوتاه سلیمان الراجحی

داستان کوتاه سلیمان الراجحی

سلیمان عبدالعزیز الراجحی میلیاردر سعودی تعریف می‌کند: فقیر بودم. به اندازه‌ای که حتی برای رفتن به سفر تفریحی که در مدرسه برای بچه‌ها تدارک دیده بودند یک ریال سعودی هم نداشتم. با وجود گریه‌های شدید پیش خانواده‌ام، باز هم نتیجه‌ای نگرفتم و پولی نبود که به من بدهند.
یک روز مانده به سفر در کلاس جواب همه‌ی سوال‌های معلمم را دادم. اسم او فصل الفلسطینی بود. معلمم یک ریال سعودی به من جایزه داد! درست در زمانی که حتی فکرش را هم نمی‌کردم! برای من سورپرایزی بسیار بزرگ بود و از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجیدم. بعد از کلاس به سرعت دویدم و بلیط سفر را خریدم. گریه‌های شدیدم به سعادتی بزرگ تبدیل شد که یک ماه به آن روز شیرین فکر می‌کردم.
بزرگ شدم و روزهای سخت گذشته‌ی مدرسه تمام شد و بعد از سال‌ها به فضل الله زندگی من از این رو به آن رو شد، تا جایی که در موسسه‌ی خیریه ثبت نام کردم و به مستمندان کمک می‌کردم. روزی از روزها به یاد آن معلمم افتادم. خیلی دوست داشتم دوباره او را ببینم و علت آن کارش را بدانم. آیا به من صدقه داد یا جایزه؟! به جواب نمی‌رسیدم. اما گفتم او هر نیتی داشت به هر حال کار مرا راه انداخت و بزرگ‌ترین مشکل مرا آن موقع حل کرد. برای همین مشتاق شدم که به مدرسه بروم و سراغ او را بگیرم. بالاخره پس از جستجوی زیاد سراغی از او پیدا کردم.
دیدارش نصیبم شد و توانستم او را ببینم. او را در حالی یافتم که در زندگی سخت و فقیرانه‌ای افتاده بود و بیکار بود. بعد از احوالپرسی گفتم: شما بر گردن من حق بزرگی دارید. من سال‌هاست که به شما بدهکارم.
معلم خندید و گفت: کسی به من بدهکار است؟! چگونه ممکن است؟ و تو آمده‌ای که قرض مرا بدهی؟
گفتم: بله و ماجرا را برایش بازگو ‌کردم.
او یادش آمد و خندید و گفت: و حالا آمده‌ای که یک ریال مرا پس بدهی؟!
گفتم: بله.
او با من مناقشه می‌کرد، اما من اصرار کردم که با من بیاید تا دینش را ادا کنم. بالاخره با من سوار ماشین شد و راه افتادیم تا رسیدیم به ویلایی قشنگ و پیاده شدیم و داخل ویلا شدیم. سپس گفتم: ای استاد بزرگوارم این ویلا و این ماشین برای شماست.
گفت: این خیلی بیشتر از آن چیزیست که به تو دادم.
گفتم: نه زیاد نیست، شما طول زندگی مرا تغییر دادید و این در برابر راهی که پیش من گذاشتید چیزی نیست. من اکنون انسانی خیرم و این را از شما آموختم. هرگز آن خوشحالی که به‌خاطر شما نصیبم شد را فراموش نمی‌کنم.
الراجحی در پایان می‌گوید: او زمانی کسی را شاد کرد و خداوند در زمانی دیگر گره از کار او گشود.

 

سلیمان عبدالعزیز الراجحی زاده‌ی ۱۹۲۹ میلادی، کارآفرین، بانکدار و مدیر ارشد اجرایی عربستانی بود که به‌عنوان رئیس هیئت مدیره‌ی بانک الراجحی فعالیت می‌کرد. الراجحی در سال ۲۰۰۶ با دارایی خالص ۱۱ میلیارد دلار از سوی مجله‌ی فوربز در فهرست ثروتمندترین افراد جهان در رتبه‌ی ۳۷ام قرار داشت. الراجحی بزرگ‌ترین نخلستان روی زمین که در منطقه‌ی قسیم قرار دارد را وقف خیریه کرده است که در آن ۲۰۰۰ درخت خرما وجود دارد.

 

نگاره: -
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده