داستان کوتاه تون‌تابی که حمامی شود به منصب رسیده است

داستان کوتاه تون‌تابی که حمامی شود به منصب رسیده است

روزی روزگاری کارگر تون‌تاب یا آتش‌خانه‌ی حمام، خواب دید که پادشاه شده است. فردا صبح به نزد مردی رفت که خواب‌های مردم را تعبیر می‌کرد. او بعد از شنیدن خواب تون‌تاب گفت: به تو مژده می‌دهم که خواب خوبی دیده‌ای.
تون‌تاب گفت: معنی خواب من چیست؟
گفت: بدان و آگاه باش که تو به مقام بالایی خواهی رسید.
تون‌تاب با خوش‌دلی خداحافظی کرد و به سراغ کار همیشگی‌اش رفت، اما این بار با امید بیشتری کار می‌کرد و به تعبیر آن خواب و آرزوهایی که داشت خوش بود، تا این‌که روزی صاحب حمام او را خواست و گفت: می‌خواهم از امروز کار بهتری در حمام به تو بدهم، پس تو از امروز استاد حمامی هستی.
تون‌تاب خوشحال شد و کارش را عوض کرد و یک پله بالا آمد. یکی از روزها که مشغول کار بود، دید همان مرد تعبیر کننده‌ی خواب وارد حمام شد. کارگر تون‌تاب سابق و استاد حمامی امروز به او خوش‌آمد گفت و پرسید: پس کی خواب من تعبیر خواهد شد؟
معبر گفت: تو قبلا چه کاره بودی؟
گفت: کارگر تون‌تاب.
گفت: حالا چه کاره‌ای؟
پاسخ داد: استاد حمامی.
معبر گفت: خواب تو تعبیر شده است.

 

هرگاه کسی به دنبال مقام و جایگاه بالاتری در زندگی باشد و بخواهند بگویند که به اندازه‌ی شایستگی که دارد پیشرفت می‌کند این ضرب المثل را برایش به‌کار می‌برند. تون‌تاب کسی‌ست که در آتشدان حمام، آتش را روشن نگاه می‌دارد.

 

برگرفته از کتاب قصه‌ی ما مثل شد، نوشته‌ی محمد میرکیانی
نگاره: Efired (alamy.com)
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری