داستان کوتاه طلبهی جوان و دختر فراری ۲۹ تیر ۰۳ داستان کوتاه داستانهای کوتاه تاریخی ، شاه عباس صفوی ، میرداماد شب هنگام محمد باقر - طلبهی جوان - در اتاق خود مشغول مطالعه بود که به ناگاه دختری وارد اتاق او شد. در را بست و با انگشت به طلبهی بیچاره اشاره کرد که سکوت کند و هیچ نگوید.دنبالهی نوشته