مسافری در شهر بلخ جماعتی را دید که مردی زنده را در تابوت انداخته و بهسوی گورستان میبرند و آن بیچاره مرتب داد و فریاد میزند و خدا و پیغمبر را به شهادت میگیرد که والله، بالله من زندهام.
یکی از شاهان، شبی را تا بامداد با خوشی و عیش بهسر آورد و در آخر آن شب گفت: ما را به جهان خوشتر از این یکدم نیست - کز نیک و بد اندیشه و از کس غم نیست. فقیری صبور که در بیرون کاخ...
میگویند دو برادر بودند که همیشه و همهی اوقات حتی در سفر هم با هم بودند. چون در قدیم دزد سر گردنه زیاد بود، در سفرها عدهای جلو میرفتند و جاده و گردونه را میپاییدند و راه را برای کاروان باز میکردند.
پادشاهی چند فرزند داشت که از میان آنها یکی کوتاه قد و لاغر اندام بود و دیگر برادرانش بلند قد و زیبا روی بودند. پادشاه همیشه با کراهت و استحقار در وی نظر میکرد. پسر از روی هشیاریش...
موزهی دارالجامعی در گذشته کاخ دارالجامعی نام داشت و از آن خانوادهی «جامعی» بود. موزهی دارالجامعی دربرگیرندهی بخشهای گوناگونی همچون حیاط و چندین اتاق با نقاشیها، گچبریها، کاشیکاریها و...
مدرسهی ابوعنان در شهر مکناس جای گرفته و ۳۱۵ متر مربع گستردگی دارد. این مدرسه در ۲ طبقه ساخته شده و دارای ۳۹ اتاق دانشجویی است. از ۳۹ اتاق، ۱۳ اتاق در طبقهی همکف و ۲۶ اتاق در طبقهی دوم است.
آرامگاه مولای اسماعیل در درون کاخ مولای اسماعیل و در شهر مکناس جای گرفته است. در این آرامگاه افزون بر مولای اسماعیل، مولای احمد الذهبی و عبدالرحمن بن هشام از دیگر پادشاهان دودمان علویان مراکش...
کاخ مولای اسماعیل یا قصبهی مولای اسماعیل یا شهر شاهنشاهی در شهر مکناس جای گرفته و دیواری با درازای بیش از ۷ کیلومتر به دور آن کشیده شده است. این کاخ در ۵۵ سال پادشاهی مولای اسماعیل ساخته شده است.
شهر تاریخی مکناس یکی از چهار شهریست که پایتخت پادشاهی مراکش از آغاز تاکنون بوده است. سه شهر دیگر فاس، مراکش و رباط هستند. واژهی «مکناس» از نام تیرهای از «بربرها یا آمازیغها»...
مردی پارسا به بازار شهر رفت و گاوی خرید و بهسوی خانهاش بازگشت. گاو، درشت و چالاک بود. برای همین در میان راه، دزدی هوس کرد که آن را تصاحب کند. لذا سایه به سایهی مرد پارسا بهراه افتاد.