داستان کوتاه بجنبان ریش را

داستان کوتاه بجنبان ریش را
شبی سلطان محمود غزنوی تنها و با لباس مبدل در شهر می‌گشت که به گروهی از دزدان برخورد کرد. دزدان وقتی او را دیدند از او پرسیدند کیستی؟ سلطان محمود گفت: من هم مثل شما هستم و برای دزدی گشت می‌زنم.
دنباله‌ی نوشته