داستان کوتاه درخواست طلاق و بغل کردن همسر

داستان کوتاه درخواست طلاق و بغل کردن همسر
وقتی آن شب از سر کار به خانه برگشتم، همسرم داشت غذا را آماده می کرد، دست او را گرفتم و گفتم، باید چیزی را به تو بگویم. او نشست و به آرامی مشغول غذا خوردن شد. غم و ناراحتی توی چشمانش را خوب می‌دیدم.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه چه کسی موثرتر هست، زن یا مرد

داستان کوتاه چه کسی موثرتر هست، زن یا مرد
توماس هیلر، مدیر اجرایی شرکت بیمه‌ی عمر ماساچوست (میو چوال) و همسرش در بزرگراهی بین ایالتی در حال رانندگی بودند که او متوجه شد بنزین اتومبیلش کم است. هیلر به خروجی بعدی پیچید و از بزرگراه خارج شد.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه نشانه‌های زن و شوهر بودن

داستان کوتاه نشانه‌های زن و شوهر بودن
زن و مردی از راهی می‌رفتند، ماموران آن‌ها را دیدند و آن‌ها را خواستند و پرسیدند: شما چه نسبتی با هم دارید؟ زن و مرد جواب دادند زن و شوهریم. ماموران مدرک خواستند، زن و مرد گفتند: مدرک همراه نداریم.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه خوشمزه‌ترین ساندویچ دنیا

داستان کوتاه خوشمزه‌ترین ساندویچ دنیا
آن‌طور که تابلوی اطلاعات پرواز نشان می‌داد، هواپیمای فردریک تاخیر داشت و تا ۳۰ دقیقه‌ی دیگر هم نمی‌رسید. برای همین یوتا به‌طرف مادر و دختر رفت و سعی کرد با آن‌ها صحبت کند تا زمان هم زودتر بگذرد.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه کجای کارو اشتباه کرده بود

داستان کوتاه کجای کارو اشتباه کرده بود
فکرش حسابی مشغول بود، نمی‌دونست چرا این‌طوری شده، کجای کار اشتباه بود. برای بچه‌هاش هیچی کم نذاشته بود. خونه‌ی خوب، وسایل عالی، پول، معلم‌های خصوصی، ویلا، خلاصه همه چیز.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه انشای پسرک دبستانی درباره‌ی ازدواج

داستان کوتاه انشای پسرک دبستانی درباره‌ی ازدواج
موزو انشا: عزدواج! هر وقت من یک کار خوب می‌کنم، مامانم به من می‌گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می‌گیرم. تا به حال من پنج تا کار خوب کرده‌ام و مامانم قول پنج‌تایش را به من داده است.
دنباله‌ی نوشته