داستان کوتاه دو برادر و پل

داستان کوتاه دو برادر و پل
دو برادر با هم در مزرعه‌ای که از پدرشان به ارث رسیده بود، زندگی می‌کردند. یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جروبحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آن‌ها زیاد شد و از هم جدا شدند.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه آرزوی دانه‌ی کوچک

داستان کوتاه آرزوی دانه‌ی کوچک
دانه کوچک بود و کسی او را نمی‌دید. سال‌های سال گذشته بود و او هنوز همان دانه‌ی کوچک بود. دانه دلش می‌خواست به چشم بیاید، اما نمی‌دانست چگونه. گاهی سوار باد می‌شد و از جلوی چشم‌ها می‌گذشت.
دنباله‌ی نوشته

قلعه‌ی والنسی - میراث فرانسه

قلعه‌ی والنسی - میراث فرانسه
قلعه‌ی والنسی یا شاتو دو والنسی، از سال ۱۴۵۱ تا ۱۷۴۷ از آنِ خاندان دیتامپ و سپس شاهزاده تالیران بوده است. این قلعه در پارکی به گستردگی ۴۰ هکتار جای گرفته و در پیرامون آن کشتزار و چند باغ جای دارند.
دنباله‌ی نوشته