داستان کوتاه اسب لاغر میان به کار آید

داستان کوتاه اسب لاغر میان به کار آید
پادشاهی چند فرزند داشت که از میان آن‌ها یکی کوتاه قد و لاغر اندام بود و دیگر برادرانش بلند قد و زیبا روی بودند. پادشاه همیشه با کراهت و استحقار در وی نظر می‌کرد. پسر از روی هشیاریش...
دنباله‌ی نوشته

موزه‌ی دارالجامعی - میراث مراکش

موزه‌ی دارالجامعی - میراث مراکش
موزه‌ی دارالجامعی در گذشته کاخ دارالجامعی نام داشت و از آن خانواده‌ی «جامعی» بود. موزه‌ی دارالجامعی دربرگیرنده‌ی بخش‌های گوناگونی همچون حیاط و چندین اتاق با نقاشی‌ها، گچ‌بری‌ها، کاشی‌کاری‌ها و...
دنباله‌ی نوشته

مدرسه‌ی ابوعنان، مکناس - میراث مراکش

مدرسه‌ی ابوعنان، مکناس - میراث مراکش
مدرسه‌ی ابوعنان در شهر مکناس جای گرفته و ۳۱۵ متر مربع گستردگی دارد. این مدرسه در ۲ طبقه ساخته شده و دارای ۳۹ اتاق دانشجویی است. از ۳۹ اتاق، ۱۳ اتاق در طبقه‌ی همکف و ۲۶ اتاق در طبقه‌ی دوم است.
دنباله‌ی نوشته

آرامگاه مولای اسماعیل - میراث مراکش

آرامگاه مولای اسماعیل - میراث مراکش
آرامگاه مولای اسماعیل در درون کاخ مولای اسماعیل و در شهر مکناس جای گرفته است. در این آرامگاه افزون بر مولای اسماعیل، مولای احمد الذهبی و عبدالرحمن بن هشام از دیگر پادشاهان دودمان علویان مراکش...
دنباله‌ی نوشته

کاخ مولای اسماعیل - میراث مراکش

کاخ مولای اسماعیل - میراث مراکش
کاخ مولای اسماعیل یا قصبه‌ی مولای اسماعیل یا شهر شاهنشاهی در شهر مکناس جای گرفته و دیواری با درازای بیش از ۷ کیلومتر به دور آن کشیده شده است. این کاخ در ۵۵ سال پادشاهی مولای اسماعیل ساخته شده است.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد

داستان کوتاه عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد
مردی پارسا به بازار شهر رفت و گاوی خرید و به‌سوی خانه‌اش بازگشت. گاو، درشت و چالاک بود. برای همین در میان راه، دزدی هوس کرد که آن را تصاحب کند. لذا سایه به سایه‌ی مرد پارسا به‌راه افتاد.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه یار از من چغندر پخته می‌خواهد

داستان کوتاه یار از من چغندر پخته می‌خواهد
در سال ۱۲۵۰ قمری که فتحعلی‌شاه درگذشت، فرزندان زیادی که در سن خردسالی و کودکی بودند از وی باقی ماندند و چون بیشتر آنان بزرگتری نداشتند که آن‌ها را تربیت کند، بدین جهت خیلی از آنان خوب تربیت نشدند...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه شده حکایت روباه و مرغ‌های قاضی

داستان کوتاه شده حکایت روباه و مرغ‌های قاضی
در جنگلی سرسبز، گرگ و روباهی چندین سال با یکدیگر رفیق بودند. بیشتر اوقات این دو دوست با هم برای شکار به حیوانات حمله می‌کردند و با هم آن حیوان را می‌خوردند، ولی معمولا هر کدام خودش به دنبال غذا می‌رفت.
دنباله‌ی نوشته