خانوادهی قورباغههای دهانباریک Microhylidae، خانوادهای از زیرراستهی نوغوکسانیان، از راستهی بیدُمسانان و از ردهی دوزیستان هستند. در این نوشته که به بخش چهارم خانوادهی قورباغههای دهانباریک...
خانوادهی قورباغههای دهانباریک Microhylidae، خانوادهای از زیرراستهی نوغوکسانیان، از راستهی بیدُمسانان و از ردهی دوزیستان هستند. در این نوشته که به بخش سوم خانوادهی قورباغههای دهانباریک...
خانوادهی قورباغههای دهانباریک Microhylidae، خانوادهای از زیرراستهی نوغوکسانیان، از راستهی بیدُمسانان و از ردهی دوزیستان هستند. در این نوشته که به بخش دوم خانوادهی قورباغههای دهانباریک...
خانوادهی قورباغههای دهانباریک Microhylidae، خانوادهای از زیرراستهی نوغوکسانیان، از راستهی بیدُمسانان و از ردهی دوزیستان هستند. در این نوشته که به بخش نخست خانوادهی قورباغههای دهانباریک...
ملانصرالدین از کوچهای میگذشت. دو کودک را دید که بر سر زاغی با هم نزاع میکردند و هر یکی از آنها یک بال زاغ را گرفته بهسوی خود میکشید و نزدیک بود حیوان را دو پاره نمایند.
ملانصرالدین کمتر حاضر میشد بهخاطر طلب روزی از خانه خارج شود. روزی زنش به او گفت: از این به بعد اگر همه روزه صبح از خانه بیرون نرفته و تا غروب اقلا بیست دینار نیاوری، به خانه راهت نمیدهم.
روزی قمرالملوک وزیری خوانندهی زن ایرانی (۱۲۸۴ - ۱۳۳۸) سوار بر درشکه بهجایی میرفت. درشکهچی از جلوی قهوهخانهای رد میشود که گرامافونش آهنگی از قمر را پخش میکند.
روزی روزگاری، دزدی طماع که تمام عمرش با دزدیدن اموال مردم اموراتش را گذرانده بود، تصمیم گرفت یک دزدی بزرگ انجام دهد و به خزانهی حاکم دستبرد بزند. او که سالها در کار دزدی تجربه داشت...
داشتم از گرما میمردم. به راننده گفتم دارم از گرما میمیرم. راننده كه پیر بود گفت: این گرما كسی رو نمیكشه. گفتم: جالبهها، الان داریم از گرما كباب میشیم، شش ماه دیگه از سرما سگ لرز میزنیم.
یک روز گرم و تابستانی ملانصرالدین در حال استراحت بود و لم داده بود که تق تق در خانه به صدا درآمد. ملا خیلی خسته بود و اصلا نمیخواست بلند شود و در را باز کند. پس با بیمیلی بلند شد و به سمت در رفت.