پارک ملی یلواستون نخستین پارک ملی کشور آمریکا و نخستین پارک ملی ثبت شده در جهان است. این پارک در سال ۱۸۷۲ پایهگذاری شده و ۹۶ درصد آن در ایالت وایومینگ جای گرفته است.
تالار استقلال از ساختمانهای «پارک ملی تاریخی استقلال» در شهر فیلادلفیا بهشمار میرود. بیشتر سرشناسی و آوازهدار شدن این ساختمان از آن روست که نگارش و تصویب «اعلامیهی استقلال» در این تالار انجام شد.
دختر کوچکی در یک کلبهی محقر دور از شهر، در یک خانوادهی فقیر به دنیا آمده بود. زایمان، زودتر از زمان مقرر انجام شده و او نوزاد زودرس، ضعیف و شکنندهای بود، طوریکه همه شک داشتند او زنده بماند.
دو گدا در یکی از خیابانهای شهر رم کنار هم نشسته بودند. یکی از آنها صلیبی در جلو خود گذاشته بود و دیگری ستارهی داوود. مردم زیادی که از آنجا رد میشدند، به هر دو نگاه میکردند.
کمال الملک نقاش چیرهدست ایرانی (دوران قاجار) برای آشنایی با شیوهها و سبکهای نقاشان فرنگی به اروپا سفر کرد. زمانی که در پاریس بود فقر دامانش را گرفت و حتی برای سیر کردن شکمش هم پولی نداشت.
مردی در یک باغ، درخت خرما را با شدت تکان میداد و بر زمین میریخت. صاحب باغ آمد و گفت ای مرد احمق! چرا این کار را میکنی؟ دزد گفت: چه اشکالی دارد؟ بندهی خدا از باغ خدا خرمایی را بخورد.
دختر خردسالی وارد یک مغازهی جواهرفروشی شد و به گردنبند یاقوتنشانی که در پشت ویترین بود اشاره کرد و به صاحب مغازه گفت: این گردنبند را برای خواهر بزرگم میخواهم.
سه نفر زن میخواستند از سر چاه آب بیاورند. در فاصلهای نه چندان دور از آنها پیرمرد دنیا دیدهای نشسته بود و میشنید که هر یک از زنها چهطور از پسرانشان تعریف میکنند.
پیرزنی برای سفیدکاری منزلش کارگری را استخدام کرد. وقتی کارگر وارد منزل پیرزن شد، شوهر پیر و نابینای او را دید و دلش برای این زن و شوهر پیر سوخت. اما در مدتی که...
مرد از راه میرسه. ناراحت و عبوس. زن: چی شده؟ مرد: هیچی (و در دل از خدا میخواد که زنش بیخیال شه و بره پی کارش.) زن حرف مرد رو باور نمیکنه: یه چیزیت هست. بگو!