در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۵۴ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۵۴ - ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۵۳ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۵۳ - منم که گوشهی میخانه، خانقاه من است
روزی بهلول بهقصد سفر و دیدن جاهای دور، آذوقه برداشت و باروبندیل بربست و عازم گردید. چون چند شبانهروز راه برفت، در بیابانی دورافتاده شبانی دید که گلهی گوسفندان...
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۵۲ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۵۲ - روزگاریست که سودای بتان، دین من است
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۵۱ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۵۱ - لعل سیراب به خون تشنه، لب یار من است
دو ابله در راهی میرفتند، گفتند با هم سخنی گوییم و درازی راه درنیابیم. یکی گفت: من آرزو دارم که خدای تعالی مرا هزار گوسفند دهد تا از پشم و شیر و بره و بزغالهی آن بهرهمند شوم.
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۵۰ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۵۰ - به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۴۹ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۴۹ - روضهی خلد برین خلوت درویشان است
روزی شاعری ابله، سوار بر یابویی لنگ به بهلول رسید، افسار یابو برکشید و شتابان به زیر آمد و در حالی که اشعاری به زیر لب زمزمه میکرد، با خوشحالی گفت: مرا بخت یار شد...
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۴۸ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۴۸ - صوفی از پرتو می راز نهانی دانست