داستان کوتاه از کرامات شیخ ما این است شیره را خورد و گفت شیرین است

داستان کوتاه از کرامات شیخ ما این است شیره را خورد و گفت شیرین است
ملانصرالدین روزها در خانه‌ی خود به دور از انگشت تمسخر دیگران نشسته و سرگرم کاری بود. او هر روز در خانه می‌ماند و تا جایی که می‌توانست در روشنایی روز از خانه بیرون نمی‌رفت.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه سلیمان پیامبر و بانوی نیکوکار

داستان کوتاه سلیمان پیامبر و بانوی نیکوکار
عصر نبوت حضرت داود بود، یکی از بانوان نیکوکار از خانه‌ی خود بیرون آمد، در حالی که سه گرده نان و سه کیلو جو با خود داشت، به فقیری رسید. فقیر از او تقاضای کمک کرد.
دنباله‌ی نوشته