داستان کوتاه دعای نیمه‌شب زندانی

داستان کوتاه دعای نیمه‌شب زندانی
در روزگار حکومت «عبداللّه بن طاهر» سومین امیر دودمان «طاهریان»، برخی از جاده‌ها که محل رفت و آمد مردم و کاروان‌ها بود ناامن شد. امیر عبداللّه عده‌ی معینی را به پاسداری از جاده‌ها گماشت.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه مرگ پرخور و زنده ماندن ضعیف

داستان کوتاه مرگ پرخور و زنده ماندن ضعیف
دو درویش خراسانی مُلازم صحبت یکدیگر سفر کردندی. یکی ضعیف بود که هر به دو شب افطار کردی و دیگر قوی که روزی سه بار خوردی. اتفاقا بر در شهری به تهمت جاسوسی گرفتار آمدند.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه یک انگلیسی و یک روسی و مردم ساده‌ی روستایی

داستان کوتاه یک انگلیسی و یک روسی و مردم ساده‌ی روستایی
خیلی سال پیش یه پیمانکار انگلیسی به‌نام آلن در شرکت نفت که در روستای ما کارمی‌کرد، به همه‌ی کارگران می‌گفت در پایان کار حقوق همه را می‌دم. کار که تمام شد، پولشو از شرکت نفت گرفت.
دنباله‌ی نوشته