داستان کوتاه سلیمان پیامبر و بانوی نیکوکار

داستان کوتاه سلیمان پیامبر و بانوی نیکوکار
عصر نبوت حضرت داود بود، یکی از بانوان نیکوکار از خانه‌ی خود بیرون آمد، در حالی که سه گرده نان و سه کیلو جو با خود داشت، به فقیری رسید. فقیر از او تقاضای کمک کرد.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه دعای نیمه‌شب زندانی

داستان کوتاه دعای نیمه‌شب زندانی
در روزگار حکومت «عبداللّه بن طاهر» سومین امیر دودمان «طاهریان»، برخی از جاده‌ها که محل رفت و آمد مردم و کاروان‌ها بود ناامن شد. امیر عبداللّه عده‌ی معینی را به پاسداری از جاده‌ها گماشت.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه مرگ پرخور و زنده ماندن ضعیف

داستان کوتاه مرگ پرخور و زنده ماندن ضعیف
دو درویش خراسانی مُلازم صحبت یکدیگر سفر کردندی. یکی ضعیف بود که هر به دو شب افطار کردی و دیگر قوی که روزی سه بار خوردی. اتفاقا بر در شهری به تهمت جاسوسی گرفتار آمدند.
دنباله‌ی نوشته