روزی روزگاری، پیرزن ناتوانی بود که از مال دنیا هیچ چیزی نداشت، جز یک خانهی کوچک. از وقتی که شوهرش از دنیا رفته بود چون فرزندی نداشت تا کمکش کند دیگر حتی نانی هم برای خوردن در خانهاش پیدا نمیشد.
روزی مردی از بیابانی در حال عبور بود که دید ماری درون آتشی در حال سوختن است. چوبدستیاش را به درون آتش برد و مار را نجات داد. مار که داشت از چوبدستی بالا میرفت...
روزی روزگاری حسنی با مادربزرگش در روستای زیبایی زندگی میکرد. حسنی یک بزغاله داشت و اونو خیلی دوست داشت. روزها بزغاله را به صحرا میبرد تا علف تازه بخورد. هنوز پاییز شروع نشده بود...
در روزگاران قدیم تاجری در هنگام سفر گرفتار راهزنان شد و تمام داراییاش را یک شبه از دست داد. او که مرد سرشناس و بزرگی بود، بیپولی و تهیدستی خیلی آزارش میداد، ولی آنقدر آبرومند بود...
خانوادهی قورباغههای راستین Ranidae، خانوادهای از زیرراستهی نوغوکسانیان، از راستهی بیدُمسانان و از ردهی دوزیستان هستند. در این نوشته که به بخش پنجم خانوادهی قورباغههای راستین میپردازد...
روایت کردهاند که در زمانی نه چندان دور و در شهری کوچک عدهای از عیاران جوانمرد نشسته بودند و مشغول صحبت با یکدیگر بودند که مردی را دیدند که وارد آن مکانی که آنها بودند شد و سلام کرد.
خانوادهی قورباغههای راستین Ranidae، خانوادهای از زیرراستهی نوغوکسانیان، از راستهی بیدُمسانان و از ردهی دوزیستان هستند. در این نوشته که به بخش ششم خانوادهی قورباغههای راستین میپردازد...
خانوادهی قورباغههای راستین Ranidae، خانوادهای از زیرراستهی نوغوکسانیان، از راستهی بیدُمسانان و از ردهی دوزیستان هستند. در این نوشته که به بخش دوم خانوادهی قورباغههای راستین میپردازد...
خانوادهی قورباغههای راستین Ranidae، خانوادهای از زیرراستهی نوغوکسانیان، از راستهی بیدُمسانان و از ردهی دوزیستان هستند. در این نوشته که به بخش نخست خانوادهی قورباغههای راستین میپردازد...
خانوادهی قورباغههای سرجعبهای Pyxicephalidae، خانوادهای از زیرراستهی نوغوکسانیان، از راستهی بیدُمسانان و از ردهی دوزیستان هستند. در این نوشته که به بخش نخست خانوادهی قورباغههای سرجعبهای...