گاوگوزن (پستانداری از خانواده‌ی گاوان)

گاوگوزن (پستانداری از خانواده‌ی گاوان)
گاوگوزن جانوری روزگرد و گروه‌زیست است. این جانوران در چهار گروه زندگی می‌کنند: نرهای بالغ قلمروخواه، نرهای بالغ بدون قلمرو، گله‌ی نرهای جوان و گله‌ی ماده‌ها و بچه‌های‌شان.
دنباله‌ی نوشته

شاخ‌چنگی (پستانداری از خانواده‌ی گاوان)

شاخ‌چنگی (پستانداری از خانواده‌ی گاوان)
شاخ‌چنگی جانوری روزگرد و گروه‌زیست است. شاخ‌چنگی‌ها در گله‌هایی با یک نر بالغ، چندین ماده و بچه‌های‌شان زندگی می‌کنند. نرهای جوان نیز گله‌هایی بزرگ برپا می‌کنند. این جانوران بدنی باریک و دُمی بلند دارند.
دنباله‌ی نوشته

پارک ملی لس گلاسیرز - میراث آرژانتین

پارک ملی لس گلاسیرز - میراث آرژانتین
پارک ملی لس گلاسیرز بزرگ‌ترین پارک ملی آرژانتین است. همچنین این پارک با ۳۰ درصد یخ، چهارمین دارنده‌ی پوشش یخی جهان پس از قطب جنوب، گرینلند و ایسلند است. پارک ملی لس گلاسیرز دربرگیرنده‌ی...
دنباله‌ی نوشته

ساختمان یسوعی و کشتزارهای کوردوبا - میراث آرژانتین

ساختمان یسوعی و کشتزارهای کوردوبا - میراث آرژانتین
کار ساخت ساختمان یسوعی و کشتزارهای کوردوبا در سال ۱۶۱۵ به‌دست مبلغان یسوعی یا میسیونرهای یسوعی آغاز شد. در سال ۱۷۶۷ با فرمان کارلوس سوم پادشاه اسپانیا مبلغان یسوعی از قاره‌ی آمریکا بیرون رانده شدند.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه حاجی ما هم شریکیم

داستان کوتاه حاجی ما هم شریکیم
در زمان‌های گذشته، کاروان‌هایی که برای حج به مکه و مدینه می‌رفتند، به‌جز خطر راهزن‌ها با گروهی مردم آزار نیز روبه‌رو بودند که مشکلاتی را در طول اقامت آن‌ها در خانه‌ی خدا ایجاد می‌کردند.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه جا جای ماندن نیست

داستان کوتاه جا جای ماندن نیست
روزی روزگاری در جنگل بزرگی شیری زندگی می‌کرد که هر روز حیوانی را شکار می‌کرد و می‌خورد. ولی این شیر علاقه داشت دوست و رفیقی برای خود داشته باشد، از طرفی حیوانی که بتواند...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه حکایت موش و قالب پنیر

داستان کوتاه حکایت موش و قالب پنیر
روزی روزگاری، دو موش زرنگ و بازیگوش با یکدیگر در یک انباری بزرگ زندگی می‌کردند. آن‌ها هر کدام برای خود در گوشه‌ای از این انبار لانه‌ای ساخته بودند. در این انبار یک گربه‌ی پیر و یک سگ...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه خروس بی‌محل

داستان کوتاه خروس بی‌محل
کیومرث پادشاه قدرتمند افسانه‌ای ایران که از دلاوری‌های او در شاهنامه هم یاد شده، روزی به قصد کشورگشایی، سپاهیانش را رهسپار مرزهای ایران کرد. سپاهیان بعد از یک راهپیمایی طولانی...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه خروس اگر خروس باشه، توی راه هم می‌خونه

داستان کوتاه خروس اگر خروس باشه، توی راه هم می‌خونه
روزی روزگاری، یک مرد روستایی خروسی خرید. هر چه خروس بزرگتر می‌شد، زیباتر و خوش‌صداتر به‌نظر می‌رسید. صاحب خروس به واسطه‌ی هیکل درشت خروسش، چندین بار در جنگ با خروس‌ها شرکت کرد.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه خود کرده را تدبیر نیست

داستان کوتاه خود کرده را تدبیر نیست
روزی روزگاری، آسیابانی که خارج از شهر آسیاب کوچکی داشت مشغول کارهای خود بود. او هر روز گندم‌هایی که کشاورزان برایش می‌آوردند آسیاب می‌کرد و غروب آن‌ها را تحویل می‌داد و مزدش را می‌گرفت.
دنباله‌ی نوشته