وزغ نیشکر یا وزغ غولپیکر نوگرمسیری یا وزغ دریایی، جانوری خشکیزی و شبزی است. وزغ نیشکر در دریا زندگی نمیکند، ولی میتواند چگالی نمکی برابر با ۱۵ درصد آب دریا را تاب آورد.
وزغ معمولی یا وزغ اروپایی، جانوری خشکیزی و شبزی است. همچنین این وزغ بهجز زمان زادآوری، جانوری تنهازیست است. این جانوران بدنی کوتاه و بدون دُم، پوستی ناهموار، زگیلدار و زهرآگین دارند.
وزغ آمریکایی جانوری خشکیزی و شبزی است. همچنین این وزغ بهجز زمان زادآوری، جانوری تنهازیست است. این جانوران بدنی کوتاه و بدون دُم، پوستی ناهموار، زگیلدار و زهرآگین دارند.
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، برگزیدهای از ضرب المثلها و اصطلاحهای فارسی که با «حرف ع» آغاز میشوند گردآوری شده و آنها را میتوانید به همراه معنی بخوانید.
روزی بود و روزگاری. در آن روزگار دو نفر مثل سگ و گربه به جان هم افتاده بودند و با هم دعوا میکردند. هیچ کس نمیدانست آنها سر چه موضوعی با هم دعوا میکنند.
ما یک رفیقی داشتیم که از نظر باحال بودن دو سه برابر ما بود (دیگر حسابش را بکنید که او کی بود). این بندهی خدا به خاطر مشکلات زیادی که داشت نتوانست درس بخواند.
سرهنگ ساندرس یک روز در منزل نشسته بود که در این میان نوهاش آمد و گفت: بابابزرگ این ماه برایم یک دوچرخه میخری؟ او نوهاش را خیلی دوست میداشت، گفت: حتما عزیزم.
ابوعلی سینا در سفر بود. در هنگام عبور از شهری، جلوی قهوهخانهای اسبش را بر درختی بست و مقداری کاه و یونجه جلوی اسبش ریخت و خودش هم بر روی تخت جلوی قهوهخانه نشست تا غذایی بخورد.
قصابی بود که هنگام کار با ساتور دستش را بریده بود و خون زیادی از زخمش میچکید. همسایهها جمع شدند و او را نزد حکیمباشی که دکتر شهرشان بود، بردند. حکیم بعد از ضد عفونی زخم میخواست آن را ببندد...
یک زن و مردی با یک بار گندم که بار خرشان بود و زن سوار الاغ بود و مرد پیاده، داشتند رو به آسیاب میرفتند. سر راه برخوردند به یک مرد کوری. زن تا مرد کور را دید به شوهرش گفت...