ایمپالا جانوری روزگرد و گروهزیست است. این جانوران در سه گروه زندگی میکنند: نرهای بالغ قلمروخواه، گلهی نرهای جوان و گلهی مادهها و بچههایشان. گلهی نرهای جوان از ۳۰ ایمپالا برپا شدهاند.
پارک ملی لس گلاسیرز بزرگترین پارک ملی آرژانتین است. همچنین این پارک با ۳۰ درصد یخ، چهارمین دارندهی پوشش یخی جهان پس از قطب جنوب، گرینلند و ایسلند است. پارک ملی لس گلاسیرز دربرگیرندهی...
کار ساخت ساختمان یسوعی و کشتزارهای کوردوبا در سال ۱۶۱۵ بهدست مبلغان یسوعی یا میسیونرهای یسوعی آغاز شد. در سال ۱۷۶۷ با فرمان کارلوس سوم پادشاه اسپانیا مبلغان یسوعی از قارهی آمریکا بیرون رانده شدند.
در زمانهای گذشته، کاروانهایی که برای حج به مکه و مدینه میرفتند، بهجز خطر راهزنها با گروهی مردم آزار نیز روبهرو بودند که مشکلاتی را در طول اقامت آنها در خانهی خدا ایجاد میکردند.
روزی روزگاری در جنگل بزرگی شیری زندگی میکرد که هر روز حیوانی را شکار میکرد و میخورد. ولی این شیر علاقه داشت دوست و رفیقی برای خود داشته باشد، از طرفی حیوانی که بتواند...
روزی روزگاری، دو موش زرنگ و بازیگوش با یکدیگر در یک انباری بزرگ زندگی میکردند. آنها هر کدام برای خود در گوشهای از این انبار لانهای ساخته بودند. در این انبار یک گربهی پیر و یک سگ...
کیومرث پادشاه قدرتمند افسانهای ایران که از دلاوریهای او در شاهنامه هم یاد شده، روزی به قصد کشورگشایی، سپاهیانش را رهسپار مرزهای ایران کرد. سپاهیان بعد از یک راهپیمایی طولانی...
روزی روزگاری، یک مرد روستایی خروسی خرید. هر چه خروس بزرگتر میشد، زیباتر و خوشصداتر بهنظر میرسید. صاحب خروس به واسطهی هیکل درشت خروسش، چندین بار در جنگ با خروسها شرکت کرد.
روزی روزگاری، آسیابانی که خارج از شهر آسیاب کوچکی داشت مشغول کارهای خود بود. او هر روز گندمهایی که کشاورزان برایش میآوردند آسیاب میکرد و غروب آنها را تحویل میداد و مزدش را میگرفت.
روزی روزگاری، مردمان یک شهر که همه با هم خویشاوند بودند در اثر مصرف آب ناسالم عقل خود را از دست دادند و کارهای عجیب و غریبی میکردند. بهطور مثال هیچ کس در این شهر کار نمیکرد.