داستان کوتاه فتحعلی‌شاه قاجار و ملک الشعرای صبا

داستان کوتاه فتحعلی‌شاه قاجار و ملک الشعرای صبا
روزی ملک الشعرای صبا در خلوت فتحعلی‌شاه قاجار به حضور نشسته بود، فتحعلی‌شاه که گاه شعر می‌گفت یکی از اشعار خود را در برابر ملک الشعرای صبا با آب و تاب بسیار خواند.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه خانه‌ای برای آسایش

داستان کوتاه خانه‌ای برای آسایش
آخه این چه خونه‌ایه. از دست این حسن. برادرم هم خونه برای من پیدا می‌کنه. یک هفته است سه چهار تا خونه رفتم، ولی هیچ‌کدام را نپسندیدم. هر کدام یه ایرادی دارند. اولی یک خونه‌ی ویلایی بود.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه سرگذشت غم‌انگیز نخستین سماورساز ایرانی

داستان کوتاه سرگذشت غم‌انگیز نخستین سماورساز ایرانی
در آغاز سال ۱۲۶۶ قمری ملک التجار روسیه «ویش قرتسوف» سماوری با یک دست ظرف چایخوری برای «امیرکبیر» ارمغان فرستاد. امیر همان سماور را برای یکی از صنعتگران زبردست...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه پررو بازی کلاغ و خرس

داستان کوتاه پررو بازی کلاغ و خرس
یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن. کلاغه سفارش چایی می‌ده. چایی رو که میارن یه کمیشو می‌خوره، باقیشو می‌پاشه به مهموندار. مهموندار می‌گه: چرا این کارو کردی؟ کلاغه می‌گه: دلم خواست...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه فردریک کبیر و آزادی اندیشه

داستان کوتاه فردریک کبیر و آزادی اندیشه
فردریک کبیر یا فریدریش کبیر، که از سال ۱۷۴۰ تا ۱۷۸۶ بر کشور آلمان حکومت می‌کرد، معتقد به آزادی اندیشه بود و رشد فکری مردم را در گرو آن می‌دانست. او یک روز سوار بر اسب با همراهانش...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه روستایی فقیر و ملای ده

داستان کوتاه روستایی فقیر و ملای ده
روستایی فقیری که از تنگدستی و سختی معیشت جانش به لب رسیده بود، نزد ملای ده رفت و گفت: آملا، فشار زندگی آنقدر مرا در تنگنا قرار داده که به فکر خودکشی افتاده‌ام. از روی زن و بچه‌هایم خجالت می‌کشم.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه فرایند پیری

داستان کوتاه فرایند پیری
چند دوست قديمی که همگی ۴۰ سال سن داشتند می‌خواستند باهم قرار بگذارند که شام را با همديگر صرف کنند و پس از بررسی رستوران‌های مختلف سرانجام باهم توافق کردند که به رستوران چشم‌انداز بروند.
دنباله‌ی نوشته