صنعت خودروسازی جهان بدون شرکت بنز احتمالا راه دیگری را میپیمود و در وضعیت فعلی قرار نداشت و بنیانگذار شرکت بنز نیز احتمالا اگر مادر دیگری داشت، راه دیگری را پیموده بود.
دیروز پس از یک هفته که مگسی در خانهام میگشت، جنازهاش را روی میز کارم پیدا کردم. یک هفته بود که با هم زندگی میکردیم. شبها که دیر میخوابیدم، تا آخرین دقیقهها دور سرم میچرخید.
روزی پسری نزد شیوانا آمد و به او گفت که یکی از افسران امپراتوری مزاحم او و خانوادهاش شده است و هر روز به نحوی آنها را اذیت میکند. پسر جوان گفت که افسر گارد امپراتور مبارزی بسیار جنگاور است.
روزی حاکم نیشابور برای گردش به بیرون از شهر رفته بود که مرد میانسالی را در حال کار بر روی زمین کشاورزی دید. حاکم پس از دیدن آن مرد بیمقدمه به کاخ برگشت و دستور داد کشاورز را به کاخ بیاورند.
پادشاهی فیلهای زیادی داشت. اما یکی از آنها بسیار قدرتمند، ماهر و در مهارتهای جنگی بهترین بود. او همیشه موفق و پیروز از میدانهای نبرد باز میگشت و بدین ترتیب محبوبترین فیل پادشاه شده بود.
دختر کوچکی در یک کلبهی محقر دور از شهر، در یک خانوادهی فقیر به دنیا آمده بود. زایمان، زودتر از زمان مقرر انجام شده و او نوزاد زودرس، ضعیف و شکنندهای بود، طوریکه همه شک داشتند او زنده بماند.
پیرزنی برای سفیدکاری منزلش کارگری را استخدام کرد. وقتی کارگر وارد منزل پیرزن شد، شوهر پیر و نابینای او را دید و دلش برای این زن و شوهر پیر سوخت. اما در مدتی که...
بازرگانی پسرش را برای آموختن راز خوشبختی نزد خردمندی فرستاد. پسر جوان چهل روز تمام در صحرا راه رفت تا اینکه سرانجام به قصری زیبا بر فراز قلهی کوهی رسید. مرد خردمندی که او در جستجویش بود...
جادوگری که روی درخت انجیر زندگی میکند به لستر گفت: یه آرزو کن تا برآورده کنم. لستر هم با زرنگی آرزو کرد دو تا آرزوی دیگر هم داشته باشد. بعد با هر کدام از این سه آرزو سه آرزوی دیگر آرزو کرد.
استادکار ماهری در دهکدهی شیوانا بود که میتوانست گاریهایی با چرخهای محکم و روان بسازد، طوریکه سالها برای صاحبش بچرخد و مشکلی پیش نیاید. این استاد درودگر...