داستان کوتاه عیب کوچک عروس

داستان کوتاه عیب کوچک عروس
جوانی می‌خواست زن بگیرد. به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند. پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد و گفت: این دختر از هر جهت...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه اصبحت امیرا و امسیت اسیرا

داستان کوتاه اصبحت امیرا و امسیت اسیرا
بعد از اختلاف یعقوب لیث صفاری با خلیفه‌ی عباسی، یعقوب در نزدیکی شهر بغداد قلنج گرفت و برادرش عمرو را ولیعهد خود قرار داد و مُرد. عمرو لیث صفاری در خراسان مدتی پادشاهی کرد.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه حسود هرگز نیاسود

داستان کوتاه حسود هرگز نیاسود
در زمان یکی از خلفا، مرد ثروتمندی غلامی خرید. از روز اولی که او را خرید، مانند یک غلام با او رفتار نمی‌کرد، بلکه مانند یک آقا با او رفتار می‌کرد. بهترین غذاها را به او می‌داد.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه چند مرده حلاجی

داستان کوتاه چند مرده حلاجی
حسین بن منصور حلاج از عارفان مشهور ایران بود که در سال ۲۴۴ هجری در منطقه‌ی «طور» از توابع فارس متولد شد. شغل پدر او حلاجی و پنبه‌فروشی بود و در خوزستان زندگی می‌کرد.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه سنگ تمام گذاشتن

داستان کوتاه سنگ تمام گذاشتن
در گذشته تعداد سنگ‌های ترازو به‌اندازه‌ای نبود که همه‌ی فروشندگان، به‌خصوص فروشندگان دوره‌گرد، بتوانند از وزنه‌ی استاندارد و مُهر شده استفاده کنند. در نتیجه قلوه‌سنگ‌های مدوری...
دنباله‌ی نوشته