در یوگسلاوی رسم بود که دانشجویان خارجی پس از فراغت از تحصیل به دیدار رهبر آن زمان یوگسلاوی برده میشدند و او برایشان سخنرانی میکرد. مطابق همین رسم ما را هم به دیدار مارشال تیتو بردند.
روزی هارون الرشید، بهلول را خواست و او را بهسمت نمایندهی تام الاختیار خود به بازار بغداد فرستاد و به او گفت: اگر دیدی کسی به دیگری ظلم و تعدی میکند و یا کاسبی در امر...
روزی سه ملا با هم خربزه میخوردند و فقیری در طرف دیگر، آنها را نظاره مینمود. برای آنکه هیچکدام دلشان نمیآمد از سهم خود به آن فقیر بدهند، یکی گفت: روایت است از چیزهایی که...
شیوانا از مسیری عبور میکرد. کنار نهر آب مردی قویهیکل را دید که روی سنگی نشسته است و پیرمردی دلاک روی بازوی او خالکوبی میکند. شیوانا به آن دو نزدیک شد و...
کوئیز یا آزمون کوچک زیر از چهار سوال تشکیل شده که به شما خواهد گفت آیا برای این که یک مدیر حرفهای باشید، شایستگی لازم را دارید یا نه؟ سوالها مشکل نیستند.
دکتر مرتضی شیخ، پزشک انساندوستی است که در دوران کودکی من در مشهد مشغول طبابت بود و کسی از اهالی مشهد نیست که نامی از او یا خاطرهای از او نداشته باشد یا نشنیده باشد.
مامور کنترل مواد مخدر به یک دامداری در ایالت تکزاس آمریکا میرود و به صاحب سالخوردهی آن میگوید: باید دامداریات را برای جلوگیری از کشت مواد مخدر بازدید کنم.
قاضی از زوج سالخورده پرسید: بعد از این همه سال زندگی، چرا حالا میخواهید از هم جدا شوید؟ زن سالخورده پاسخ داد: جناب قاضی، تا یک ماه پیش اصلا به چنین چیزی فکر نمیکردم.
معلمی از دانشآموزانش خواست تا در مورد زندگی و مرگ انشا بنویسند. آنچه در ادامه آمده انشای یکی از دانشآموزان است و طوری معلم را تحت تاثیر قرار داد که...