داستان کوتاه از ریش به سبیل پیوند زدن

داستان کوتاه از ریش به سبیل پیوند زدن
عبارت «از ریش به سبیل پیوند می‌کند» ناظر بر اعمال عبث و بیهوده‌ای‌ست که نفعی بر آن مرتبط نباشد. فی المثل کسی از دامن لباسش ببرد و بر دوش وصله کند.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه وای به حال شما که جوال جوال می‌برید

داستان کوتاه وای به حال شما که جوال جوال می‌برید
پیرمردی بود زاهد که در دل کوه، توی دخمه‌ای عبادت می‌کرد و از علف‌ها و میوه‌های جنگلی کوه هم می‌خورد. روزی از کوه به زیر آمد و به‌طرف ده راه افتاد رفت و رفت تا به نزدیک ده رسید.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه گربه‌ی مسکین اگر پر داشتی تخم گنجشک از زمین برداشتی

داستان کوتاه گربه‌ی مسکین اگر پر داشتی تخم گنجشک از زمین برداشتی
حضرت موسی درویشی را دید از برهنگی به ریگ اندر شده. گفت: «ای موسی! دعا کن تا خدای عزوجل مرا کفافی دهد که از بی‌طاقتی به جان آمدم.» موسی دعا کرد و برفت.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه رفتم اصفهان برای کار آسان کپه گذاشتند به سرم گفتند ببر آسمان

داستان کوتاه رفتم اصفهان برای کار آسان کپه گذاشتند به سرم گفتند ببر آسمان
می‌گویند کسی در کارهای کشاورزی به این و آن کمک می‌کرد و مزد می‌گرفت. شایع شده بود که در اصفهان کار آسان و پر درآمد فراوان است. آن مرد که از کار کردن در مزرعه‌ی...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

داستان کوتاه زین حسن تا آن حسن صد گز رسن
غالبا اتفاق می‌افتد که از دو ثروتمند که هر دو صاحب مال و مکنت فراوان هستند یکی در خست و امساک حتی به‌جان خویش و عائله‌اش رحم نمی‌کند و جان بر سر تحصیل مال و ثروت می‌دهد.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه کار بوزینه نیست نجاری

داستان کوتاه کار بوزینه نیست نجاری
بوزنه‌ای درودگری را دید که بر چوبی نشسته بود و آن را می‌برید و دو میخ پیش او، هرگاه که یکی را بکوفتی دیگری که پیشتر کوفته بودی برآوردی. در این میان درودگر به حاجتی برخاست.
دنباله‌ی نوشته